بحران هویت ملی و شکاف دولت و ملت در عصر جهانی شدن: نقش زبان و مذهب در بحث هویت ملی در تاجیکستان و قزاقستان

نویسندگان

1 استاد دانشگاه شهید بهشتی، گروه علوم سیاسی

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه آزاداسلامی

doi
چکیده

چکیده هویت به عنوان سازمان دهنده معنا، نقش، کارکردها و هسته نظام اجتماعی یکی از مهمترین مباحثی است که بشر در طول حیات خود به طرق گوناگون در پی حفظ و تعریف آن بوده است. در جریان جهانی شدن و مباحث ساختار شکنانه پست مدرنیسم نیز یکی از مهمترین مسائلی که دستخوش تحول و دگرگونی شده، هویت است. بدین طریق هویتها کارکرد مذکور را تا حد زیادی از دست داده و این تحول عامل نوعی بحران هویتی شده است. مهمترین نوع هویت به عنوان نماد انسجام جمعی هویت ملی است. در این حال دولتهایی که تا دیروز نقش برجسته ای در حفظ انسجام و تعریف هویت ملی داشته کارکرد خود را از دست داده و سعی در حفظ قدرت خود با ایجاد یک نظام معنایی محدود شده به دولت می نمایند و سعی دارند تا تعریف جامعی از هویت برساخته خود ارائه داده و با قدرت تحمیل، سرکوب و ارعاب این هویت برساخته دولتی را به عنوان نمادی از هویت ملی جامعه نمایش دهند در حالی که ممکن است مولفه های هویتی تعیین شده توسط چنین دولتهایی با مولفه های هویت ملی جامعه چنان متفاوت و حتی متضاد باشد که برای حل این تعارض اقدام به ایدوئولوژیک نمودن معانی تعریف شده توسط دولت با استفاده از ابزارهای گوناگونی چون عمل خشونت آمیز، سانسور، ارعاب و غیره نمایند. این امر در بلند مدت می تواند عامل جدایی دولت از بستر جامعه و افزایش استقلال عمل آن و در نهایت شکاف دولت و ملت شود.