کالبدشکافی انقلاب صورتی در یمن و نقش عربستان در سرکوب آن
نویسندگان
1 کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
2 دانشیار دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران مرکزی
doi
چکیده
ظهور خیزش های اسلامی در کشورهای خاورمیانه یک رویداد غیر منتظره در سال های اولیه هزاره سوم بود. انقلاب صورتی یمن پس از مراحل اولیه از انقلاب یاسمین تونس و همزمان با انقلاب لوتوس مصر و خیزش های مردمی در خاور میانه در اوایل سال 2011 رخ داده است و با الگو گرفتن از قیام مردم تونس و مصر وارد مرحله حساس و تاثیرگذاری شد و مردم شعار برکناری 'علی عبدالله صالح' را سردادند. در غالب روزهای سال 2011، اکثر تظاهرکنندگان درنزدیکی دانشگاه شهر صنعاء چادرزده و با پرچم های صورتی آوازهای اعتراض آمیز خوانده و اتحادی ضد حکومتی را به منظور خلع صالح از قدرت بوجود آورده بودند. اما دولت صالح طی سال های اخیر با استفاده از تمامی ابزارهای ممکن به دنبال تثبیت وضعیت خود در یمن بوده و با بهره گیری از حمایت برخی کشورهای خارجی حتی به استقبال بحران هایی نظیر نبرد با شیعیان 'الحوثی' رفته است. ورود به عرصه درگیری های نظامی با گروه های مبارز شیعی که طی نزدیک به هفت سال، شش جنگ تمام عیار با رزمندگان الحوثی را به همراه داشته، رویارویی با انتفاضه مردم سرزمین های جنوبی یمن و خطرات ناشی از فعالیت های شدید وهابیت در این کشور در کنار نارضایتی شدید مردم از اوضاع سیاسی، اجتماعی و به خصوص اقتصادی مهمترین متغیرهای به وجود آورنده این فضای چالش زا برای نظام سیاسی این کشور بوده است. عربستان با رواج وهابیت در کشور خود سعی در سرکوب و مقابله با شیعیان داشته و همواره در بیم است تا مبادا شیعیان بحرین نیز در عربستان نفوذ پیدا کنند. اقدامات عربستان در بمباران مناطق شیعه نشین در یمن و انجام یک جنگ نیابتی و مداخله جویانه در سیاست های کشورهای مسلمان عرب مانند بحرین سبب شد که با حضور نظامی تحت عنوان سپر جزیره برای آرام کردن شیعیان وارد بحرین شود. از سویی دیگر اهداف اقتصادی عربستان با آمریکا و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس همسو و مشترک می باشد به طوری که سعی در سرکوب انقلاب بحرین دارند. هدف این مقاله تلاشی است برای شناسایی اینکه چگونه این انقلاب در این کشور در حال نضج گرفتن است ولی عربستان با همکاری آمریکا سعی در سرکوب آن دارند.