ساختار موضوعی افعال حسّی شنوایی در زبان فارسی در چارچوب دستور ساختِ گلدبرگ
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان انگلیسی، واحد آباده، دانشگاه آزاد اسلامی، آباده، ایران (نویسندۀ مسئول)
2 دانشجوی دکتری زبانشناسی، گروه زبان انگلیسی، واحد آباده، دانشگاه آزاد اسلامی، آباده، ایران
3 استادیار گروه زبان انگلیسی، واحد آباده، دانشگاه آزاد اسلامی، آباده، ایران
doi
10.30465/ls.2022.39963.2040چکیده
افعال حسّی طبقۀ مهمی از افعال در زبانهای طبیعیاند که رویدادهای حسّی و ادراکی مربوط به انسان و دیگر موجودات ذیشعور را بیان میکنند. هدف پژوهش حاضر این است که ساختار موضوعی افعال مربوط به حس شنوایی در زبان فارسی را در چارچوب دستور ساخت گلدبرگ (1995، 2006) بررسی نماید. دادههای پژوهش مشتمل بر 320 جملۀ نوشتاری فارسی معیار است که از پیکرۀ همشهری (نسخۀ دوم) استخراج شدهاند. نتایج بررسی دادهها نشان میدهد که فعل بسیط «شنیدن» چندمعناترین فعل حسّی شنوایی در زبان فارسی است که پنج معنای متفاوت دارد: شنیدن غیرارادی، شنیدن ارادی، مطلع شدن، اطاعت کردن و استشمام کردن. فعل «شنیدن» در این معانی پنجگانه در مجموع سه نوع ساختار موضوعی را از خود نشان میدهد: [فاعل + مفعول اسمی]، [فاعل + مفعول بندی] و [فاعل + مفعول حرف اضافهای]. سایر افعال مربوط به حس شنوایی نیز دارای ساخت ساختار موضوعی خاصی هستند که تعیینکنندۀ معنا و نحو آنهاست اما درجۀ چندمعنایی آنها کمتر از فعل «شنیدن» است. براساس رویکرد ساختبنیاد میتوان نتبجه گرفت که چندمعنایی این افعال از نوع چندمعنایی ساختی است که در سطح ساختهای کمابیش انتزاعی و طرحوارهای قابل تبیین است و نه در سطح واژههای عینی.