مسئولیت بین المللی حمایت و حاکمیت دولتها
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی
doi
چکیده
این مقاله به چگونگی ظهور دکترین مسئولیت بین المللی حمایت در پی توسعه حقوق بشر و کمرنگ شدن حاکمیت دولتها میپردازد. مسئولیت حمایت یک مفهوم در حال تحول در مورد وظایف دولتها برای جلوگیری و پایان دادن به اعمال خشونت علیه مردم است و هدف آن ارائه یک مبنای حقوقی و اخلاقی برای مداخله بشر دوستانه است. افزایش جنگهای داخلی در دهه 1990، نقض فاحش حقوق بشر و معضلات ناشی از مداخلات بشر دوستانه، ضرورت ایجاد مسئولیت بین المللی حمایت را آشکار نمود. این دکترین یک تفکر جدید در حاکمیت است که تأکید میکند حاکمیت به معنای امتیاز نیست بلکه به معنای مسئولیت است. لذا حاکمیت به معنای کنترل به حاکمیت به معنای مسئولیت تبدیل شده است. بر اساس این ایده جدید، حکمرانان بایستی در مورد رفتار با مردمشان، پاسخگوی جامعه جهانی باشند. مسئولیت حمایت دو اثر مهم در مناسبات بین المللی داشته است. یکی اینکه حاکمیت دولت مطلق نبوده و قابل تغییر و تعدیل است و دیگری آنکه حقوق فردی بطور جدی مورد توجه جامعه جهانی قرار گرفته است.