کاربرد رویکرد شناختی فیلمور در تعیین قالبهای معنایی افعال در زبان فارسی: مطالعه موردی فعل «شدن»
نویسندگان
1 استادیار زبانشناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دانشجوی دکتری زبانشناسی همگانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم
3 استاد زبان شناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نویسنده مسئول
4 دانشیار دانشگاه پیام نور
doi
10.30465/ls.2022.7658چکیده
«نظریۀ قالبی فیلمور» (1982) بیانگر اصلی مهم در معناشناسی شناختی است که معتقد است معانی واژهها درون نظامی از دانش درک میشوند که ریشه در تجربۀ اجتماعی و فرهنگی انسان دارد. در این نظریه «قالبهای معنایی» نمایانگر بخشهای یک رویداد هستند که برای اتصال گروهی از کلمات به مجموعهای از معانی به کار میروند. از طرفی، در یک رویداد، افعال نقش مهمی در تفسیر معنا ایفا میکنند و در اکثر موقعیتهای آن حضور دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی موردی فعل «شدن» در چارچوب نظریۀ مذکور بوده است تا از طریق تحلیل پیکره بنیاد و توصیفی به شناسایی این فعل و تعیین حوزهها و قالبهای معنایی آن پرداخته شود. نتیجتاً، با استفاده از فرهنگها و پیکرههای معاصر فارسی و نیز نگاشت با پایگاه فریمنت 14 قالب معنایی «شدن» شناسایی شد. همچنین، مفهوم «تغییر حالت دادن» بهعنوان معنای اصلی این فعل تعیین و قالب اصلی آن ایجاد گردید.