بررسی سیاست خارجی آمریکا در مبارزه با تروریسم: اهداف و پیامدهای پیمان امنیتی کابل- واشنگتن
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل دانشگاه آزاد تهران مرکزی
2 دکترای علوم سیاسی از دانشگاه میسور هند و مدرس دانشگاه
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بینالملل دانشگاه آزاد تهران مرکزی
doi
چکیده
چکیده حادثه تروریستی 11 سپتامبر 2001 و حمله آمریکا به افغانستان در فاصله کمتر از یک ماه پس از آن واقعه، افغانستان را به کانون سیاست خارجی ایالات متحده مبدل کرد. در همین راستا تحولات سیاسی– امنیتی افغانستان پس از حمله آمریکا به این کشور و اشغال آن توسط نیروهای ائتلاف، به یکی از مهمترین و پیچیدهترین چالشهای منطقهای و بینالمللی در خلال یک دهه گذشته تبدیل شد. این مسئله تحت تأثیر عواملی مانند رویکردها، منافع، اهداف و سیاستهای متفاوت و در مواردی متعارض بازیگران منطقهای و فرامنطقهای در قبال افغانستان و عدم تحقق یک رویکرد مشترک منطقهای نسبت به آن بوده است. این تحولات سبب تداوم منازعات سیاسی، اجتماعی و امنیتی در این کشور شده است. در سده کنونی آنچه منافع آمریکا را از دید رهبران این کشور تهدید می کند پدیده تروریسم است. از طرفی نقطه محوری سیاست خارجی آمریکا در هزاره جدید مبارزه با تروریسم است. برای اولین بار است که آمریکا در طول تاریخ خود با بازیگری غیر دولتی به عنوان خطر اصلی مواجه شده، و لذا آمریکا با تهدیدی مواجه است که می توان آن را ظهور تروریسم فراگیر نامید. قدرت هژمون آمریکا و نقش حیاتی این کشور در جهان به عنوان ایجاد کننده نظم نوین جهانی و از طرفی حضور پررنگ آمریکا در خاک افغانستان طی چهارده سال اخیر که سرانجام منجر به انعقاد پیمان امنیتی کابل- وشنگتن در زمان دولت اشرف غنی شد، مولفین را بر آن داشت تا به اهداف و پیامدهای سیاست خارجی آمریکا در انعقاد این پیمان و تاثیر آن در امنیت منطقه و جمهوری اسلامی ایران بپردازند.