نقش و جایگاه حقوق بشر بهعنوان قدرت نرم در سیاست خاورمیانهای آمریکا
نویسندگان
1 استادیار حقوق بین الملل عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان
2 دانشجوی دکترا و مدرس مدعو دانشگاه پیام نور
doi
چکیده
تحولات نظام بینالملل در دوران اخیر، گسترش جایگاه حقوق بشر و تغییر ماهیت این حقوق را از مسئلهای فکری و ذهنی به رویکردی حیاتی و استراتژیک که با حیات سیاسی کشورها پیوندداشته را نشان میدهد. امروزه شاهد تعمیق جایگاه حقوقبشر در سیاست خارجی کشورها در معنای عمودی و بهتبع آن، تحول حاکمیت مطلق دولتها و تبلور آن در معنای مسئولیت دولت هستیم. مضامین و آموزههای لیبرالیستی که ریشه در سنتها و ارزشهای آمریکا دارد، حقوق بشر را بهعنوان یکی از مؤلفههای مهم در سیاست خارجی این کشور نهادینه ساخته است. با این رویکرد در تحلیل سیاست خارجی آمریکا بر مبنای قدرت نرم، خاورمیانه در صدر سیاست خارجی حقوق بشری این کشور قرار میگیرد. تاریخچه خاورمیانه نیز با وجود داشتن تمدن،کانون گفتمانهای متنوع فرهنگی و دینی بودن، بهعلت استبداد سیاسی و استعمار خارجی بر پیکره جامعه انسانی منطقه در رعایتنکردن حقوق بشر زخمی برجای گذاشته است که این مسئله دستاویز مناسبی برای اعمال فشار قدرتهای بزرگ بر این منطقه شده است. در این زمینه، خاورمیانه بهعنوان مخاطب اصلی سیاست حقوق بشری آمریکا در قالب سنت ویلسونیسم با رویکرد لیبرالی مطرح و بهکارگیری قدرت نرم در چارچوب دیپلماسی عمومی بهعنوان اصل ساماندهنده سیاست خارجی ایالات متحده صورتبندی شده است.