تحلیل سازه انگارانه سیاست خارجی نوین ترکیه و رقابت با جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تخصصی روابط بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه اصفهان و عضو هیئت علمی پاره وقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران

3 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
چکیده

چکیده با به قدرت رسیدن اسلام گرایان ترکیه در سال 2002 و پیروزی حزب عدالت و توسعه، الگویی از سیاست گذاری خارجی توسط رهبران سیاسی این کشور تحت عنوان نوعثمانی گری شکل گرفت. مؤلفه های حاکم بر این سیاست گذاری به صفر رساندن مشکلات با همسایگان از یک سو، و تلاش برای ارائه چهره ای جدید از ترکیه مسلمان به عنوان الگوی دموکراسی، آزادی و حقوق بشر در خاورمیانه و دیگر مناطق پیرامونی این کشور بود. هدف نوعثمانی گری ترکیه احیای نفوذ فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی این کشور در مناطقی بود که در گذشته تاریخی نه چندان دور جزو امپراطوری عثمانی محسوب می شدند. اتخاذ و پیگیری این سیاست موجب شد تا حوزه نفوذ این کشور در خاورمیانه مخصوصاً در جریان انقلاب های عربی 2010 افزایش یابد و به حوزه ها و منافع راهبردی و سنتی ایران در خاورمیانه برخورد کند که مسائل اساسی در روابط دو کشور بوجود آورد. بررسی چرایی و چگونگی این برخورد منافع که بیشتر ﻣﺘﺄثر از سیاست خارجی نوعثمانی گری ترکیه نتیجه می شود، هدف تحقیق حاضر است. یافته های تحقیق در چارچوب نظریه سازه انگاری که به روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی بدست آمده، گویای آن است که هویت و هنجارهای سیاست گذاران دولت اسلام گرای ترکیه با سیاست گذاران ایرانی در تضاد است؛ لذا مشاهده می شود که نوعثمانی گری ترکیه موجب برخورد منافع دو کشور در منطقه خاورمیانه را ایجاد کرده است.