مقایسه گفتمان هستهای در سیاست خارجی دولت نهم و دهم با گفتمان انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای گروه اندیشه سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی
2 عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
doi
چکیده
چکیده این مقاله به بررسی گفتمان هستهای در سیاست خارجی دولت محمود احمدینژاد و مقایسه آن با گفتمان انقلاب اسلامی میپردازد. محقق با بهرهگیری از نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موف به ارائه مفصلبندی گفتمان هستهای دولت احمدینژاد و نحوه هژمونیک شدن آن میپردازد، سپس نسبت آن را با گفتمان انقلاب اسلامی ﻣﺘﺄثر از مواضع آیتالله خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی بررسی میکند. در طول این سالها، دولت اصولگرای احمدینژاد، گفتمان هستهای را با دال مرکزی حق مسلم ملت ایران و با دالهای پیرامونی همچون فناوری بومی، مقاومت، پیشرفت اقتصادی، عدالت و استقلال مفصلبندی کرد. حاصل این گفتمان پیشرفتهای سریع فناوری هستهای در کشور و البته در کنار آن تحریمهای گسترده بینالمللی و یک جانبه بود. اگر چه فشار تحریمها باعث شد تا گفتمان هستهای جدیدی در کشور شکل گیرد، اما بدون شک گفتمان هستهای دولت احمدینژاد نقش ﻣﺆثری در پیشبرد سیاستهای کلان نظام در دهه نود داشت. در حالی که برخی تحلیلگران و یا جریانات سیاسی تلاش کردهاند تا گفتمان هستهای دولت احمدینژاد را یک گفتمان مستقل از گفتمان انقلاب و در واقع یک گفتمان افراطی و غیرعقلانی معرفی کنند، یافتههای این مقاله نشان میدهد گفتمان هستهای دولت احمدینژاد با گفتمان انقلاب اسلامی ﻣﺘﺄثر از مواضع رهبر انقلاب اسلامی و سیاستهای کلان نظام همسو بوده است.