آزمون رابطه باورهای اسلامی-دینی و سبک سلامتمحور روانی
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ و جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی. اردبیل، ایران
2 استادیار و عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
3 3. استادیار و عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22034/sls.2025.66154.1502چکیده
سلامت روانی، اشاره به بهزیستی روانی- ذهنی، خودکارآمدی، استقلال و خودمختاری، احساس توانمندی، خودشکوفایی، عزتنفس و اعتماد روانی فرد دارد. بر این اساس، هدف اصلی تحقیق، پژوهشی پیرامون باورهای اسلامی- دینی و سبک سلامتمحور روانی در فاصله زمانی سال 1385 الی 1403 است. روش پژوهش مبتنی بر فراتحلیل کمی و مرور سیستماتیک مطالعات تجربی داخلی از منابع علمی نورمگز، مگ ایران و ایرانداک است. از جامعه آماری جمعآوریشده 69 سند، 42 سند بهعنوان حجم نمونه با روش غیراحتمالی هدفمند طبق ملاک ورود و خروج، تعیین، و وارد نرمافزار CMA2 شدند. در نهایت مشخص شد که اندازة اثر کوهن و فیشر، بیانگر وجود تأثیر مثبت و مستقیم میزان باورهای اسلامی- دینی بر سبک زندگی سلامتمحور(روانی) بوده و ضریب نهایی آن برابر با 452/0 است. باید گفت که آموزههای اسلامی- دینی بهمثابه امر متعالی و به معنای باورها، اعمال، مناسک و سبک زندگی اسلامی است که هدف اصلی آن تأمین سعادت، سلامت، آرامش و کاهش رفتارهای مخاطرهآمیز انسانی از طریق کنترل اجتماعی، خلق سرمایة اجتماعی، توسعة شبکههای دوستی صمیمی، ایجاد تعهدات جمعی و در نهایت ارتقای توانمندی انسانی برای مقابله بهتر با واقعیت منفی و رخدادهای روزمره بشری است. این به معنای کنار آمدن، پذیرش واقعیت و بردباری در هنگام مواجهه با مصائب و بحرانهای روزمره، همراه با ایمان و کوشش برای کاهش میزانی از مخاطرههای فردی- اجتماعی در آینده است.