اثر سه نوع متفاوت تمرینات ذهنی و مدل‌سازی بر خودکارآمدی دانشجویان دختر مبتدی

نویسندگان

1 1مربی دانشکده تربیت بدنی، واحد دامغان، دانشگاه آزاد اسلامی

2 2استادیار گروه روان‌شناسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی

doi
چکیده

تصویر‌سازی و الگوسازی، فراینده‌های شناختی مشابهی هستند که با استفاده از تجربه مشاهده‌ای اطلاعات مؤثری را بر خودکارآمدی فراهم می‌کنند. برخی از پژوهش‌های تصویر‌سازی، برای اطمینان از تصویر سازی صحیح افراد، الگویی از اجرای صحیح را پیش از تصویرسازی نمایش داده‌اند. بنابراین، اثر این دو عامل با هم تداخل یافته است. در پژوهشی هم که اثر این دو عامل را تفکیک نموده است، نوع تصویر سازی کنترل نشده است. بدین ترتیب، تحقیق حاضر با هدف مقایسه اثر الگوسازی، تصویرسازی درونی و بیرونی بر خودکار آمدی در مهارت سرویس ساده والیبال (Volleyball simple serve) با استفاده از یک طرح تحقیق پیش آزمون ـ پس آزمون در گروه‌های تصادفی، انجام شد. 48 دانشجوی دختر مبتدی (Novice) با توانایی تصویرسازی متوسط، به صورت تصادفی انتخاب و به چهار گروه همسان از نظر خودکارآمدی تقسیم شدند. پرسشنامه خودکارآمدی قبل و بعد از تمرین تجربی به آزمودنی‌ها ارائه شد. داده‌های مربوط به خودکارآمدی در پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از تحلیل واریانس 4×4 با سنجش‌های مکرر عامل آزمون، آزمون تعقیبی و t وابسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که به ترتیب، خودکارآمدی گروه الگوسازی، تصویرسازی درونی و بیرونی در پس آزمون به طور معناداری، بهتر از پیش آزمون بود (0.005p < ) ولی در گروه کنترل، تفاوت معناداری یافت نشد (0.005p>. ) این یافته‌ها پیشنهاد می‌کنند که خودکارآمدی، عاملی مؤثر در میزان یادگیری حرکتی است و اطلاعاتی که فرد از طریق الگوسازی دریافت می‌کند، نسبت به تصویرسازی درونی و بیرونی بر خودکارآمدی تأثیر بیشتری دارد.