سیاست تعهدات چندگانه و چندجانبه هند در قبال ایران و اسرائیل: دلایل و پیامدها
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 استاد گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 دکترای روابط بین الملل دانشگاه گیلان، رشت، ایران
4 کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
DOR:20.1001.1.24234974.1399.13.4.6.2چکیده
موفقیت در پیشبرد سریع توسعه به همراه عملگرایی اقتصادی باعث شده تا هند اولا به یکی از پویاترین کشورها در اقتصاد جهانی تبدیل شود و ثانیا به عنوان یک کانون نوظهور ثروت و قدرت در جهان تلقی بشود. الزام توسعه اقتصادی این کشور از یک طرف و دگرگونیهای گسترده در نظام بین الملل، جهتگیری جدید را به سیاست خارجی این کشور در خاورمیانه و در قبال اسرائیل و ایران تحمیل کرده است. در این مقاله به دلایل تغییر سیاست خاورمیانهای هند از سیاستی که در عصر جنگ سرد در پرتو اصل عدم تعهد تعریف میشد به سیاستی که بر اساس ضرورتهای جدید منافع ملی هند بازتعریف شده متمرکزیم. بنابراین با توجه به مقدمات فوق، سوال اصلی این مقاله آن است که با توجه به گزینههای پیش روی هند، سیاست خارجی هند در قبال اسرائیل و ایران با چه تغییراتی همراه شده است؟ فرضیه مقاله اینگونه مطرح میشود که سیاست خارجی هند در حوزه خاورمیانه از سیاستی ایدئولوژیک و جهان سومگرایانه که بر اصول عدم تعهد مبتنی بوده است به سیاست تعهدات چندگانه و چند جانبه مبتنی بر ضرورتهای دسترسی به منابع انرژیهای نفت و گاز، بازارها، تسلیحات نظامی است. مقاله حاضر براساس روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع مجازی، نشریات تخصصی نوشته شده است و از لحاظ قلمرو موضوعی این مقاله سیاست تعهدات چندگانه هند را در قبال کشورهای ایران و اسرائیل بررسی می-کند.