زمینه های روان شناختی و فرهنگی گرایش به بدحجابی زنان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه روان شناسی، پژوهشکده علوم رفتاری، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران
2 استادیار، گروه تربیت اخلاقی، پژوهشکده اخلاق و معنویت، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران
doi
10.61186/iau.1190940چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی زمینه های روان شناختی و فرهنگی گرایش به بدحجابی زنان میباشد. جامعه آماری تمامی زنان استان اصفهان بود. روش نمونهگیری به صورت هدفمند با 27 شرکت کننده به صورت مصاحبه نیمهساختاریافته انجام گرفت. روش پژوهش آمیخته از نوع طرح متوالی اکتشافی بود. جهت گردآوری داده ها با مراجعه به پژوهشهای انجام گرفته مواردی از زمینه های روان شناختی و فرهنگی بدحجابی شناسایی شد و براساس آن پروتکل مصاحبه ، نیمه ساختاریافته تدوین شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کیفی وکمی استفاده شد. نتایج نشان داد که ابتدا 242 کداولیه به دست آمد و با ترکیب کدهای اولیه 187 مضمون پایه منتج گردید و با تلخیص مضامین در مرحله قبل، تعداد 13 مضمون سازمان دهنده شکل گرفت و در نهایت سه مقوله اصلی «پیشایند گرایشی»، «پیشایند کنشی» و «پیشایند بینشی» شناسایی شد. پیشایند گرایشی شامل تمایل به هویت مردانه، مدگرایی، تنوع طلبی، آزادی طلبی، ضعف حرمت خود و احساس حقارت و عقده بود. پیشایند کنشی شامل بحران های زندگی، سبک زندگی و تأثیر محیط بود. پیشایندهای بینشی شامل تصورات ناسازگارانه، ناآگاهی نسبت به فلسفه پوشش و ضعف معرفت دینی بود. به طور کلی پیشایندها زمینهساز ایجاد مکانیزمهای علّی میباشند که متناسب با هر پیشایند، مکانیزم مجزایی در فرد به کار گرفته میشود . مهمترین بخش شکل دهنده پیامدهای بد حجابی در زنان مکانیزم ها میباشند. لازم به ذکر است که دین موجب فراهم شدن زمینه های روانشناختی و فرهنگی به عنوان اصلی ترین عامل تعیین کننده مکانیزمهای هسته ای و علّی نقش مهمی در تبیین و اصلاح پیشایندهای بینشی دارد.