نقش میانجی پریشانی روانی در رابطۀ بین بدرفتاری دوران کودکی و تعارض در رابطۀ والد- فرزند با اقدام به خودکشی زنان مناطق کمتر برخوردار در بستر فرهنگی

نویسندگان

1 دکتری، گروه روان شناسی، آموزش و پرورش شهرستان اردکان، یزد، ایران

2 کارشناسی ارشد، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده تعلیم و تربیت اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مشاوره و توانبخشی، آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان، خاش، ایران

doi
10.61186/iau.1204382
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی پریشانی روانی در رابطۀ بین بدرفتاری دوران کودکی و تعارض در رابطۀ والد-فرزند با اقدام به خودکشی در زنان مناطق کمتر برخوردار در بستر فرهنگی بود. جامعه آماری مادران دانش‌آموزان مناطق کمتر برخوردار شهرستان خاش در سال ۱۴۰۳بود. نمونه پژوهش 220 نفر بود که به صورت نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی از پنج مدرسه در مناطق کم‌برخوردار انتخاب شدند. روش پژوهش همبستگی با استفاده ازتحلیل مسیر بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه‌های اقدام به خودکشی عثمان و همکاران (۲۰۰۱)، بدرفتاری دوران کودکی حسین‌خانی و همکاران (1392)، تعارض والد-فرزند پیانتا (1994) و پریشانی روانی کسلر و همکاران (۲۰۰۲) بود. داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS26 و AMOS24 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که  تمامی مسیرهای  مستقیم­ متغیرهای بدرفتاری دوران کودکی و تعارض در رابطۀ والد- فرزند با اقدام به خودکشی و پریشانی روانی معنادار شد و مسیر پریشانی روانی به اقدام به خودکشی نیز معنا‌دارشد (۰۱/۰>P) . هم­چنین تمامی مسیرهای غیرمستقیم از طریق میانجی پریشانی روانی معنادار شد. علاوه بر این مدل از نیکویی برازش مطلوبی برخوردار بود.  طبق نتایج، شناخت عوامل مؤثر در اقدام به خودکشی زنان  و اهمیت مداخلات فرهنگی برای کاهش پریشانی روانی و بهبود روابط خانوادگی در پیشگیری از خودکشی گام مهم و مفیدی محسوب می‌شود.