مقایسه اثربخشی درمان راه حل محور و بهزیستی درمانی بر خودکارآمدی والدگری و تاب آوری مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک (با تاکید بر فرهنگ)

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای مشاوره، گروه روان شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران

2 دانشیار، گروه روان شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران

3 دانشیار، گروه روان شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران

doi
10.61186/iau.1189816
چکیده

هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشي درمان راه­حل­محور و بهزیستی درمانی بر خودکارآمدی والدگری و تاب ­آوری­ مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک با تاکید بر فرهنگ می­باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مادران دارای حداقل یک فرزند مبتلا به سلیاک و عضو انجمن سلیاک ایران در اصفهان بود. از بین جامعه مذکور، 60 نفر به روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هرگروه 20 نفر) گمارده شدند. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه ­­آزمایشی از نوع پیش­ آزمون، پس ­آزمون و گروه کنترل با مرحله پیگیری 3 ماهه بود. برای جمع ­­آوری داده­ ها از پرسشنامه­ خودکارآمدی والدگری دومکا(1996) و مقیاس تاب ­آوری کانر و دیویدسون(2003) استفاده شد. گروه ­های آزمایش درمان راه­ حل ­محور و بهزیستی­ درمانی را  هرکدام 8 جلسه 90 دقیقه ای را دریافت نمودند و گروه کنترل هیچ مداخله ­ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ­ها از  تحلیل واریانس با اندازه ­های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ­ها نشان داد که هر دو مداخله منجر به افزایش معناداری خودکارآمدی­ والدگری و تاب­ آوری شدند (P<0.05).  و درمان راه­حل­محور در مقایسـه با بهزیستی درمانی تأثیـر بیشـتری بـر افزایـش خودکارآمدی والدگری داشـت. و بین اثربخشی دو مداخله بر تاب­ آوری­ در دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت. به علاوه، این نتایج درطول مرحله پیگیری نسبتا پایدار باقی ماند.  بنابراین هر دو مداخله می‌توانند به عنوان مداخلاتی سودمند برای مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک به‌ کار گرفته شوند.