تجربه زیسته زنان مطلقه تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی ره از طلاق در بستر فرهنگی جامعه ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای، گروه روان شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران
2 استادیار، گروه روان شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و هنر یزد یزد ایران
3 استاد، گروه روان شناسی بالینی، دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران، ایران
4 استادیار، گروه مشاوره. دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران
doi
10.61186/iau.1205634چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسیتجربه زیسته زنان مطلقه تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی ره از طلاق در بستر فرهنگی جامعه ایران بود. جامعه آماری تمامی زنان مطلقه تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی ره جوان در بازه سنی 20 تا 35 سال در شهرستان مشهد انجام شد. نمونه پژوهش 9 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند تا مرحله اشباع انتخاب شدند. جهت گرد آوری دادهها از روش تحلیل محتوا استفاده شد. سپس پرسشهای باز پاسخ از طریق پرسشنامه نیمه ساختاریافته و مصاحبه عمیق انجام شد و با استفاده از نرمافزار مکس کیودا کدگذاری و طبقهبندی صورت گرفت. .نتایج یافته ها نشان داد پدیده و مفهوم طلاق در دو طبقه به عنوان اسناد مثبت و اسناد منفی طلاق تبیین شد. هر یک از طبقات توسط زیر طبقاتی توصیف شدند. طبقه اسناد مثبت در زیر طبقه دستاورهای طلاق و اسناد منفی در دو زیرطبقه فردی و اجتماعی و زیر طبقه اجتماعی نیز در دو زیرطبقه خانواده و جامعه مفهومپردازی شد. همچنین نتایج نشان داد طلاق در زنان مطلقه فقیر، اگر چه به دلیل رهایی از رنج زندگی مشترک و پر چالش، بعضا دستاورد محسوب میشود به دلیل چالشهای فردی ، فرهنگی و اجتماعی متعددی که ایجاد میکند به مثابه یک بحران آسیبزا است اما احساس نداشتن حامی و طرد شدن از جامعه ، موجب شده این گروه از زنان ، احساسات و نگرشی بسیار منفی نسبت به خود و جامعه داشته باشند و از روابط اجتماعی سالم فاصله بگیرند. این موضوع موید لزوم برنامهریزیهای مضاعف برای تغییر نگرش این افراد به توانمندیهای خود و شرایط جامعه میباشد.