بازنمایی تجربه زیسته فرزندان زنان مطلقه در فرآیند احتمال ازدواج مجدد مادران: مطالعهای کیفی در بستر فرهنگی
نویسندگان
1 استادیار، گروه مشاوره و روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه حضرت معصومه (س)، قم، ایران
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، گروه مشاوره و روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
doi
10.82542/jwc.2025.1209723چکیده
ازدواج مجدد یکی از پیامدهای متداول پس از طلاق است که میتواند دگرگونیهای عمیقی را در ساختار خانواده و تجربه زیسته فرزندان رقم بزند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته فرزندان زنان مطلقه در مواجهه با احتمال ازدواج مجدد مادرانشان انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و با بهرهگیری از روش تحلیل تماتیک براون و کلارک (2006) به اجرا درآمد. جامعه پژوهش شامل نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ ساله ساکن شهر قم بود که دستکم یک سال از طلاق والدینشان گذشته بود. مشارکتکنندگان به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و فرایند نمونهگیری و تحلیل دادهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در مجموع با ۱۴ نفر مصاحبه انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و سپس با استفاده از مراحل تحلیل تماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیل دادهها منجر به استخراج هشت تم اصلی شد که بهشرح زیر است: درونیسازی کلیشههای منفی درباره ناپدری؛ مقاومت در برابر تغییر نقشها و ساختار خانواده؛ تجربه تعارضات هیجانی و اخلاقی در مواجهه با ازدواج مجدد مادر؛ ترس عمیق از بیپناهی و آسیبپذیری در خانواده جدید؛ احساس تنهایی، بیهویتی و طردشدگی؛ تمایل به بازگشت به خانواده اولیه؛ نیاز به محبت، امنیت و حضور مؤثر والدین؛ و در نهایت، امیدی مشروط به وقوع ازدواجی سالم و ترمیمکننده. یافتههای این پژوهش بر ضرورت شناخت عمیقتر نسبت به نگرشها، هیجانات و نیازهای روانی-اجتماعی فرزندان در خانوادههایی که در آستانه یا درگیر فرآیند ازدواج مجدد هستند تأکید دارد