توانمندی روانشناختی ـ فرهنگی زنان در بستر فضای مجازی در چارچوب الگوی سوم زن: پژوهشی پدیدارشناختی
نویسندگان
1 استادیار، گروه آموزش روان شناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 استادیار، گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.82542/jwc.2025.1210718چکیده
هدف پژوهش حاضر، تحلیل پدیدارشناختی توانمندی روانشناختی ـ فرهنگی زنان در بستر فضای مجازی در چارچوب الگوی سوم زن بود. جامعه آماری تمامی زنان ایرانی بود که بهطور فعال از فضای مجازی استفاده کرده و به نوعی در فرآیندهای علمی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در این فضا مشارکت داشتند. نمونه پژوهش،30 زن فعال در شبکههای اجتماعی بود که با روش هدفمند انتخاب شدند. روش پژوهش پدیدارشناختی وکیفی بود. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با پرسشهای باز جمعآوری شد. مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناختی کلایزی مورد بررسی قرار گرفت. سپس کدهای اولیه استخراج و در نهایت 5 مقوله اصلی و 16 مقوله فرعی شناسایی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که فضای مجازی بستری را فراهم کرده است که زنان بتوانند به منابع معتبر علمی، آموزشی،دینی و دورههای آنلاین دسترسی داشته باشند و درک عمیقتری از جایگاه خود در جامعه اسلامی پیدا کنند.همچنین نتایج نشان داد که فضای مجازی در صورت استفاده آگاهانه، میتواند به ابزار مؤثری در جهت توانمندسازی روانی، فرهنگی،علمی، اجتماعی و اقتصادی زنان تبدیل شود. این فضا بستر مناسبی برای رشد ابعاد مختلف شخصیت زن، از جمله رشد معنوی، هویتی، علمی ،فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. در واقع، با مدیریت صحیح و ارتقاء سواد رسانهای، میتوان از تهدیدهای فضای مجازی فرصت ساخت و زنان را در مسیر تحقق الگوی سوم زن که مبتنی بر تلفیق بین تعهد خانوادگی و حضور مؤثر اجتماعی است هدایت و حمایت کرد.