ارائه مدل ساختاری رضایت زناشویی براساس انتظارات زناشویی، خوشبینی و خودکارآمدی رابطه در زنان متأهل از منظر فرهنگی
نویسندگان
1 استادیار، گروه روانشناسی و مشاوره، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه فرهنگیان، پردیس فاطمه الزهرا، تهران، ایران
2 کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران
doi
10.82542/jwc.2025.1214153چکیده
هدف پژوهش حاضر، ارایه مدل ساختاری رضایت زناشویی براساس انتظارات زناشویی، خوشبینی و خودکارآمدی رابطه در زنان متأهل از منظر فرهنگی بود. جامعه آماری تمامی زنان متأهل با حداقل یک سال سابقه ازدواج در بازه اسفند ۱۴۰۲ تا مرداد ۱۴۰۳ شهر شیراز بود. نمونه پژوهش ۳۸۰ نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه استانداردهای رابطه ونجستی و دلی (1997)، پرسشنامه جهتگیری زندگی شییر و کارور (1994)، پرسشنامه خود کارآمدی رابطه لوپز و همکاران (2007) و پرسشنامه رضایت زناشویی کانزاس بود. تحلیل دادهها با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. یافتهها نشان داد بین انتظارات زناشویی، خوشبینی و خودکارآمدی رابطه با رضایت زناشویی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (۰٫۰۱>p). تحلیل رگرسیون چندمتغیره تأثیر معنادار انتظارات زناشویی (338/0=β) و خودکارآمدی رابطه (129/0=β) را بر رضایت زناشویی تأیید کرد، اما خوشبینی بهصورت اثرگذار نبود. همچنین، زیرمقیاسهای انتظارات زناشویی مانند آیندهنگری (092/0=β) و دسترسی عاطفی (091/0=β) بیشترین سهم را در پیشبینی رضایت زناشوئی داشتند. شاخصهای برازش مدل ساختاری نشاندهنده مناسببودن مدل نهایی بود (36/0=GOF). درنتیجه انتظارات زناشویی واقعگرایانه و هماهنگ با بافت فرهنگی-اجتماعی (بهویژه در شیراز) و خودکارآمدی رابطهای، از طریق تقویت مهارتهای ارتباطی و حل تعارض، نقش تعیینکنندهای در افزایش رضایت زناشویی زنان متأهل دارد.