مدلیابی افسردگی پس از زایمان بر اساس کمالگرایی والدینی با میانجی گری دشواری در تنظیم هیجان با در نظر گرفتن بافت فرهنگی-اجتماعی مادران ساکن تهران
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه روان شناسی عمومی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه روان شناسی بالینی و تربیتی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.82542/jwc.2025.1215628چکیده
پژوهش حاضر، آزمون مدل یابی افسردگی پس از زایمان بر اساس کمالگرایی با نقش میانجیگری دشواری تنظیم هیجان با در نظر گرفتن بافت فرهنگی-اجتماعی مادران ساکن تهران بود. جامعه آماری تمامی مادران ۱۸ تا ۴۰ ساله تهرانی بود که در سال ۱۴۰۳-۱۴۰۴ زایمان کرده بودند. نمونه پژوهش عبارت است از ٢٠0 نفر از زنان تازه زایمان کرده و زنانی که دوهفته تا سه ماه از زایمان آنها گذشته بود که به روش نمونهگیري در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه افسردگی پس از زایمان ادینبورگ (1987) ، مقیاس چندبعدی کمالگرایی هویت و فلت (1919) و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004) بود. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS-26 و SmartPLS-3 تحلیل شدند. نتایج نشان داد کمالگرایی به طور مستقیم و مثبت، افسردگی پس از زایمان و دشواری در تنظیم هیجان را پیشبینی کرد. همچنین، دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین کمالگرایی و افسردگی پس از زایمان نقش میانجی معناداری داشت، به طوری که با ورود متغیر میانجی، تأثیر کمالگرایی بر افسردگی پس از زایمان از 42% به 49% افزایش یافت. همچنین مدل پیشنهادی از نیکویی برازش مناسبی برخوردار بود . این یافتهها اهمیت مداخلاتی را برجسته میسازد که نه تنها به استانداردهای شناختی کمالگرایانه، بلکه به مهارتهای هیجانی مادران هم در یک بافت فرهنگی پیچیده لازم است توجه شود. این امر نقش مؤثری در ارتقای سلامت روان مادران در این دوره حساس پس از زایمان دارد.