شناخت اجتماعی و فرهنگی زنان از روابط عاطفی آسیبزا با رویکردی پدیدارشناسانه
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دکتری، گروه مدیریت، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
3 استاد، گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.82542/jwc.2025.1227341چکیده
هدف پژوهشحاضر، واکاوی شناخت اجتماعی و فرهنگی زنان از روابط عاطفی آسیبزا با رویکردی پدیدار شناسانه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان آسیبدیده از روابط عاطفی آسیبزا در ایران بود. روش نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری، بامشارکت 16 نفر مصاحبه ادامه یافت. روش پژوهش، کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بود. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری شد و با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناسانه هفتمرحلهای کلایزی (۱۹۶۹) تحلیل شد. یافتهها در قالب 2 مضمون اصلی، 19 مضمون فرعی و 104 واحد معنایی ساختار یافتند. همچنین یافتهها نشان داد که شناخت اجتماعی و فرهنگی زنان از روابط آسیب زا، بهصورت نگرشهای منفی و پیچیده نسبت به خود و دیگران شکل میگیرد. و در بعد خود ادراکی، مضامینی مانند مقصر دانستن خود، احساس بیارزشی و ناکافی بودن، ناامیدی، وابستگی عاطفی، بدبینی، آسیبپذیری و انزوای اجتماعی شناسایی شد که ریشه در معناهای فرهنگی مسلط و انتظارات اجتماعی مرتبط با نقشهای جنسیتی داشت. در بعد ادراک از دیگران نیز مضامینی نظیر بیاعتمادی، بیاحساسی، کنترلگری، بیمسئولیتی، بیتوجهی، عدم تعهد، خشونتگری و سوءاستفادهگری استخراج شد. نهایتاٌ نتایج نشان داد که روابط عاطفی آسیبزا، از طریق سازوکارهای اجتماعی و فرهنگی، اثرات پایداری بر شناخت اجتماعی، خودپنداره و الگوهای تعامل بینفردی زنان برجای میگذارد. به عبارتی این یافتهها بر ضرورت توجه به زمینههای فرهنگی در طراحی مداخلات روانشناختی و اجتماعی با هدف ارتقای بهزیستی و توانمندسازی زنان تأکید میکند.