تجربه زیسته دختران دارای ملال جنسیتی: باز شناسی پدیدارشناختی تعارض هویت، طرد اجتماعی و راهبردهای بقا از منظر فرهنگی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران
2 دانشیار، گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران
3 استاد، گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
4 استادیار، گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران
doi
10.82542/jwc.2025.1223369چکیده
هدف پژوهش حاضر بازشناسی پدیدارشناختی تعارض هویت، طرد اجتماعی و راهبردهای بقا در تجربه زیسته دختران دارای ملال جنسیتی از منظر فرهنگی بود . جامعه آماری تمامی دختران ۱۷ تا ۲۲ سالهی دارای ملال جنسیتی که از کلینیک های تخصصی در حوزه ی مسائل جنسیتی شهر شیراز بود. نمونه پژوهش ، تعداد 32 دختر مبتلا به ملال جنسیتی بود که با روش نمونه گیری هدفمند تا تحقق اشباع نظری انتخاب شدند. روش پژوهش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی بود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافتهی عمیق با مدتزمانی بین ۵۵ تا ۹۰ دقیقه و با روش هفتمرحلهای کلایزی جمعآوری و تحلیل شد. تحلیل دادههای کیفی منجر به استخراج چهار مضمون اصلی و نه مضمون فرعی شد. مضامین اصلی شامل ملال جنسیتی؛ تجربهی طرد و ناامنی خانوادگی و اجتماعی؛ پیامدهای روانشناختی؛ گریز و راهبردهای بَقاء بود. یافتههای پژوهش نشان داد که تعامل عوامل روانی، اجتماعی و هویتی در تجربهی زیستهی دختران دارای ملال جنسیتی، مشکلات آنان را تشدید میکند و بر ضرورت مداخلات روانی ـ اجتماعی، ارتقای آگاهی عمومی، حمایت خانواده و سیاستگذاریهای کاهشدهندهی انگ و تبعیض تأکید دارد. همچنین این مطالعه نشان داد که پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی در افراد دارای ملال جنسیتی مستلزم بازنگری در نگرشهای فرهنگی، سیاستهای آموزشی و اجتماعی است.