نقاط قوت تجربهشدهی زنان مبتلا به سرطانهای زنانه در مراحل مختلف مقابله با بیماری از منظر فرهنگی
نویسندگان
1 استادیار، گروه مددکاری اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طبطبائی، تهران، ایران
2 دکتری، گروه مددکاری اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طبطبائی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه مددکاری اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طبطبائی، تهران، ایران
4 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم انسانی، واحد قم ، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
5 کارشناس ارشد، گروه مدیریت اجرایی، دانشکده مدیریت، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.82542/jwc.2026.1222290چکیده
هدف پژوهش حاضر، شناسایی نقاط قوت تجربهزیسته زنان متاهل مبتلا به سرطانهای زنانه در مراحل مختلف مقابله با بیماری از منظر فرهنگی بود. جامعه آماری تمامی زنان متأهل مبتلا به سرطانهای زنانه شهر قم از آذر 1402 تا خرداد 1403بود. برای انتخاب نمونه از نمونهگیری هدفمند استفاده شد. نمونهها تا جایی ادامه یافت که دادهها به اشباع رسید و تعداد 24 زن متاهل مبتلا به یکی از انواع سرطانهای زنانه مشارکت کردند. روش پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل مضمون بود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و عمیق گردآوری شد. سؤالات مصاحبه شامل مرحلهی مقابله، دوران درمان و پس از درمان متمرکز بود. برای تحلیل دادهها از روش تماتیک براساس رویکرد ششمرحلهای براون و کلارک (2006) استفاده شد. در مجموع، 11 مقولهی اصلی و37 مضمون فرعی شناسایی شد و تم نهایی « بازسازی عاملیت در متن رنج » بهعنوان جمعبندی تجارب زیستهی مشارکتکنندگان استخراج شد. تمهای اصلی در مرحلهی اول، توان حمایتی خانواده،جستجوی فعالانه برای کسب اطلاعات و فهم وضعیت، سازگاری فعال و پذیرش شرایط در مرحلهی درمان، حمایت اجتماعی گشایشگر، عاملیت در ارتباط، کیفیت خدمت دهی کادر درمان، دریافت حمایت غیر شخصی و توسل به باورهای مذهبی؛ و در مرحلهی پس از درمان، خودمراقبتی، بازتعریف هویت و نقشهای اجتماعی و کشف رسالت وجودی بود. یافتهها نشان میدهد تجربه سرطان، علیرغم دشواریهای جسمانی و روانی، میتواند فرصتی برای رشد شخصی، بازسازی نقشهای اجتماعی ، ارتقای تابآوری و معنا در زندگی زنان باشد. نتایج پژوهش میتواند مبنای طراحی مداخلات روانی-اجتماعی مبتنی بر منابع درونی و فرهنگی زنان مبتلا به سرطان قرار گیرد.