بررسی جایگاه هویت بر سیاست¬های امنیتی جمهوری اسلامی ایران: مقایسه دولت¬های خاتمی و احمدینژاد در چهارچوب نظریه باری بوزان
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری علوم سیاسی دانشگاه مفید
2 عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین ع
doi
چکیده
هویت جایگاه بنیادینی در فهم امر امنیت و تنظیم نهادمند سیاست¬ها و کنش¬ها در چهارچوب ارزش¬ها، علایق، هنجارها، منافع و اهداف برخوردار است. سیاست¬گذاری¬های امنیتی در عصر ج.ا. ایران نیز ناظر به خرده گفتمان¬های هویتی مسلط در هر یک از دولت¬ها، به نحوی نمایانگر کیفیت ادراک و سیاستگذاری آنان نسبت به مسئله امنیت را نشان می دهد. مطالعه مقایسه-ای سیاست¬های امنیتی به شناخت و ارزیابی دقیق¬تر از روند طی شده یاری می¬رساند. مقاله پیشِ¬رو با بهرهگیری از نظریه مجموعههای امنیتی منطقهای (در سطح موردی «امنیت جامعه¬گانی») به بررسی مقایسه¬ای سیاستهای امنیتی دولت¬های سید محمد خاتمی (1384-1376) و محمود احمدینژاد (1392-1384) خواهد پرداخت. دکترین امنیتی خاتمی بر مؤلفه¬هایی چون فرهنگ، خِرد، صلحطلبی، تنشزدایی، اعتمادسازی و گفتگو تأکید دارد و دکترین امنیتی احمدینژاد بر مؤلفه¬هایی چون عدالتخواهی، صلحطلبی و تهدیدزدایی تصریح دارد. این نوشتار در پی پاسخ به این سؤال است که هویت چه جایگاهی در تعیین و ترسیم سیاست¬های امنیتی دولت¬های خاتمی و احمدی¬نژاد برخوردار بوده است؟ پیش¬انگاشت مقاله آن است که رویکردهای متمایز حاکم بر سیاست¬های امنیتی در دولت¬های خاتمی و احمدی¬نژاد، برآمده از رویکردهای هویتی است که شناخت، راهکارها و راهبردهای متفاوتی را در حوزه سیاست¬گذاری¬های امنیتی به ظهور رسانده¬اند.