جایگاه مؤلفههای هویت فرهنگی در کتابهای ادبیات فارسی (تحلیل محتوا)
نویسندگان
1 دانشگاه بوعلی سینا
2 دانشگاه بوعلی سینا
doi
چکیده
هدف کلی این پژوهش، تحلیل محتوای کتابهای درسی ادبیات فارسی دوره متوسطه به منظور تعیین جایگاه مؤلفههای هویت فرهنگی در محتوای این کتابهاست. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا است. جامعه آماری پژوهش را 9 جلد کتاب درسی ادبیات فارسی دوره متوسطه تألیف دفتر برنامه ریزی و تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش تشکیل میدهد. در پژوهش حاضر نمونهگیری صورت نگرفته و حجم نمونه پژوهش برابر با جامعه است. در این پژوهش برای جمعآوری اطلاعات از فهرست وارسی (Check List) سنجش مؤلفههای هویت فرهنگی استفاده شده است که برای تعیین روایی محتوایی در اختیار چند نفر از متخصصان قرار گرفت و با انجام اصلاحاتی مورد تأیید قرار گرفت. برای تعیین پایایی ابزار و ثبات بین دیدگاه ارزیابان نسبت به مقولهها از ضریب توافق داوران بر اساس روش کودر ـ ریچاردسون استفاده شد. ضریب پایایی درونی یا ضریب توافق 97/0rtt= تعیین گردید، که گویای هماهنگی در خصوص نظام مقوله بندی بین داوران است. برای تجزیه و تحلیل سؤالات از شاخصهای آمار توصیفی مانند فراوانی، درصد، میانگین و نمودار استفاده شده است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که میزان تأکید بر تمامی مؤلفههای هویت فرهنگی (Cultural Identity) در کتابهای ادبیات فارسی دوره متوسطه یکسان نبوده و براساس نتایح تحلیل محتوا بیشترین میزان تأکید به ترتیب بر مؤلفههای مفاخرادبی (Literary elites ) و آثار ماندگار و اسامی ایران (Masterpieces and Iranian names ) و کمترین میزان تأکید به ترتیب بر مؤلفههای خرده فرهنگها (Sub-culture) و افتخارات ملی و مذهبی (National and Religious Glories) شده است و مؤلفههای تاریخی (Historical components) و اسطورهها (Myths) در جایگاه متوسط قرار دارند به گونهای که مؤلفههای مفاخر ادبی به تنهایی حدود 47 درصد ومؤلفههای خرده فرهنگها کمتر از 1 درصد از این تأکید را به خود اختصاص دادهاند.