دوگانه ساختار–کارگزار در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: تحلیلی سازهانگارانه از تعامل ساختار بینالملل و نظام سیاسی داخلی
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران.
2 گروه علوم سیاسی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران.
3 گروه علوم سیاسی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران.
doi
https://doi.org/10.71490/prb.2025.1214205چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چگونه در چارچوب تعامل متقابل میان ساختار بینالملل و نظام سیاسی داخلی شکل میگیرد؟ در این راستا، با بهرهگیری از رویکرد سازهانگارانه و تکیه بر تحلیل کیفی، تلاش شده است تا از دوگانهسازی مرسوم میان ساختار و کارگزار فراتر رفته و تعامل دیالکتیکی این دو سطح تحلیل، بهویژه در بافت ایرانِ پس از انقلاب، تبیین شود. فرضیه پژوهش بر این مبناست که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نه محصول صرف فشارهای ساختار بینالملل و نه تنها برآمده از اراده کارگزاران داخلی، بلکه نتیجهی کنش متقابل میان این دو سطح در بستر هویتها، گفتمانها و نهادهای سیاسی است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که ساختار بینالملل، بهویژه از طریق اعمال هنجارها، تهدیدها و فرصتها، چارچوبی کلی برای کنش خارجی ایران ترسیم میکند، اما این چارچوب توسط کارگزاران داخلی—متأثر از ایدئولوژی سیاسی، رقابتهای نهادی و ساختار قدرت درونزا—بازتفسیر میشود. بهعنوان نمونه، سیاست خارجی ایران در دورههای مختلف، بهویژه در رابطه با آمریکا و اروپا، بهگونهای تغییر کرده که بدون درک همزمان از ساختار بینالمللی و تحولات درون نظام سیاسی داخلی، قابل تبیین نبوده است. در مجموع، پژوهش نشان میدهد که تنها از رهگذر نگاهی سازهانگارانه و دوسویه به ساختار و کارگزار، میتوان فهمی دقیقتر از رفتار خارجی جمهوری اسلامی ایران بهدست آورد.