ارائه الگوی مفهومی در طراحی فضای آموزشی با رویکرد ارتقاء خود رهبری کودکان: مطالعه طراحیمحور مدرسه ابتدایی در منطقه ۲۲ تهران
نویسندگان
1 دانشجو
2 معماری،دانشکده هنر و معماری،دانشگاه آزاد اسلامی واحد جنوب،تهران
doi
10.82459/jsps.2025.1211056چکیده
کودکان، بهمثابه زیربنای توسعه پایدار هر جامعه، نیازمند فضاهایی هستند که فراتر از تأمین نیازهای اولیه، بستر پرورش هویت مستقل، مسئولیتپذیر و خلاق آنان را فراهم سازد. فضای آموزشی، بهویژه در دوران ابتدایی، بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین عوامل در شکلگیری شخصیت، سبک یادگیری و مهارتهای اجتماعی کودکان، نقشی بنیادین در این مسیر ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف تدوین یک الگوی مفهومی نوین برای طراحی فضاهای آموزشی کودکمحور با تأکید بر ارتقاء خودرهبری، در بستر مدارس ابتدایی منطقه ۲۲ تهران انجام شده است. رویکرد پژوهش، طراحیمحور و مبتنی بر روششناسی کیفی است. جامعه آماری و بستر تحقیق جامعه آماری این پژوهش شامل مدارس ابتدایی واقع در منطقه ۲۲ شهرداری تهران است. این منطقه به عنوان یکی از جدیدترین و در حال توسعهترین مناطق شهری تهران، با ویژگیهایی نظیر تراکم پایین جمعیت، توسعه عمرانی نوین، و فضاهای باز شهری، بستری مناسب برای طراحی مدلهای نوین آموزشی فراهم آورده است. از میان مدارس منطقه، ۱۰ مدرسه ابتدایی نوساز و فعال به صورت هدفمند به عنوان نمونه موردی انتخاب شدند تا در فرایند تحلیل، بازدید میدانی، ارزیابی فضاهای آموزشی و تطبیق با شاخصهای الگوی پیشنهادی بررسی شوند.شیوه تحلیل دادهها تحلیل دادهها به صورت کیفی و توصیفی – تحلیلی انجام گرفت. دادههای حاصل از مصاحبههای تخصصی با استفاده از کدگذاری مضمونمحور تحلیل شدند. همچنین جهت ارزیابی طراحیهای پیشنهادی، از مدلهای تصویری و رندرینگ فضایی (Rendering) و شبیهسازیهای بصری برای نمایش ادراک فضا از دیدگاه کودکان استفاده شد. با تمرکز بر مفاهیمی چون استقلال در تصمیمگیری، انتخاب آگاهانه، تجربهمحوری و مسئولیتپذیری، این پژوهش به دنبال تبیین چارچوبی است که محیط آموزشی را از ساختاری ایستا به فضایی پویا، مشارکتی و توانمندساز تبدیل کند. برای دستیابی به این هدف، مبانی نظری حوزههای روانشناسی رشد، نظریههای یادگیری خودرهبر، طراحی فضاهای یادگیری و نمونههای برتر داخلی و بینالمللی مورد تحلیل و تلفیق قرار گرفت. یافتهها منجر به استخراج شاخصهایی کلیدی در سه سطح کالبدی، فضایی و محیطی شدهاند که در قالب الگویی مفهومی ارائه میشوند. این الگو نهتنها رویکردی تازه در طراحی مدارس ابتدایی ارائه میدهد، بلکه میتواند بهعنوان ابزاری راهبردی در خدمت طراحان، معماران و سیاستگذاران آموزشی قرار گیرد تا با خلق محیطهایی الهامبخش، زمینهساز پرورش نسلهایی خودرهبر، خلاق و مسئول در آینده باشند.