امکان‌سنجی تحقق‌پذیری توسعه‌ زیست‌محیطی مبتنی بر حمل‌ونقل انسان‌محور (مطالعه موردی: کلان‌شهر تبریز)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

2 دانشیارگروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

3 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

doi
10.82459/jsps.2025.1212364
چکیده

امروزه روند افزایشی ترافیک ناشی از رشد خودروهای شخصی، چالش‌های متعدد زیست‌محیطی را بر شهرها متحمل ساخته و در راستای مواجهه با این چالش‌ها، بهره‌مندی از گزينه‌های حمل‌ونقل مبتنی بر شاخص‌های پایداری ضروری است. در این بین، تأکید بر انسان‌محوری یکی از مهمترین رویکردهای حمل‌ونقل دوستدار محیط‌زیست محسوب می‌شود و پژوهش حاضر با هدف شناسایی امکانات و محدودیت‌های پیش رویِ توسعه‌ زیست‌محیطی کلان‌شهر تبریز بر مبنای برنامه‌ریزی حمل‌ونقل انسان‌محور نگارش شده است. در حمل‌ونقل انسان‌محور، جنبه‌های زیر مورد توجه قرار می‌گیرند: ایمنی: کاهش تصادفات و جراحات برای همه‌ کاربران جاده، به‌ویژه عابران پیاده و دوچرخه‌سواران. دسترسی‌پذیری: اطمینان از اینکه سیستم حمل‌ونقل برای همه‌ افراد، ازجمله سالمندان، کودکان، افراد دارای معلولیت و کسانی که وسیله‌ی نقلیه شخصی ندارند، قابل استفاده و دسترس باشد. راحتی و تجربه‌ کاربری: ایجاد فضاهای حمل‌ونقل دلپذیر و راحت، مانند پیاده‌روهای عریض، سایه‌بان، نیمکت و ایستگاه‌های حمل‌ونقل عمومی کاربرپسند. پایداری و محیط‌زیست: ترویج استفاده از حمل‌ونقل پاک مانند پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و حمل‌ونقل عمومی و کاهش آلودگی هوا و صوتی. سلامت و رفاه: تشویق فعالیت بدنی از طریق پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری و بهبود کیفیت زندگی شهری. اجتماع‌سازی: ایجاد فضاهای عمومی که تعاملات اجتماعی را تسهیل کنند و حس تعلق را در جامعه تقویت نمایند. همچنین با توجه به اهمیت حمل‌ونقل انسان‌محور، دیدگاه‌های نظری در چند دهه‌ اخیر به‌طور فزاینده‌ای در توسعه‌ برنامه‌ریزی و طراحی سیستم‌های حمل‌ونقل شهری مورد توجه قرار گرفته‌اند. روش تحقیق در مطالعه‌ حاضر آمیخته (کمی-کیفی) با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی و اکتشافی است که در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تکنیک مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار Amos و آزمون شکاف تغییرات در نرم‌افزار SPSS استفاده شده است.یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که نبود رویکرد یکپارچه و سیستمی در مدیریت و برنامه‌ریزی حمل‌ونقل، عدم جامعيت محتوايي طرح‌های حمل‌ونقل، عدم استفاده از وسایل حمل‌ونقل همگانی با سوخت پاک و عدم هماهنگی و اتصال مناسب بین سیستم‌های حمل‌ونقل عمومی از مهمترین محدودیت‌های توسعه‌ی زیست‌محیطی کلان‌شهر تبریز مبتنی بر حمل‌ونقل انسان‌محور هستند. همچنین توسعه‌ خطوط مترو و اتوبوس‌های تندرو، تأکید بر توسعه‌ پیاده‌راه‌ها، تعداد مناسب وسایل نقلیه‌ عمومی و زمان‌بندی مناسب عبور آن‌ها و وجود سازمان‌های فعال اجرایی مرتبط با حمل‌ونقل همگانی از مهمترین امکانات محسوب می‌شوند. از طرفی بیشترین شکاف تغییرات مربوط به متغیر مدیریت و برنامه‌ریزی حمل‌ونقل است و محدودیت‌های این متغیر از علل مهم عدم توسعه‌ زیست‌محیطی کلان‌شهر تبریز مبتنی بر حمل‌ونقل انسان‌محور است.