تحلیل مؤلفههای معماری مؤثر بر کیفیت فضا در ارسن های شهری انسان محور (مطالعه موردی ارسن نقش جهان اصفهان)
نویسندگان
1 گروه مهندسی معماری، واحد تفرش، دانشگاه آزاد اسلامی، تفرش، ایران
2 گروه معماری و شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران ،ایران
3 گروه معماری، واحد تفرش، دانشگاه آزاد اسلامی، تفرش، ایران
4 گروه معماری؛ واحد هشتگرد، دانشگاه آزاد اسلامی، هشتگرد، ایران.
doi
10.82459/jsps.2025.1213903چکیده
پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفههای معماری مؤثر بر کیفیت فضا در ارسنهای شهری انسانمحور، به مطالعه موردی ارسن تاریخی نقش جهان اصفهان میپردازد. این ارسن، بهعنوان یکی از برجستهترین نمونههای طراحی شهری در معماری ایرانی–اسلامی، واجد ساختاری منسجم، سازمانیافته و سرشار از معناست که در ابعاد فرم، مقیاس، تناسبات فضایی و عملکرد چندگانه، الگوی کمنظیری از کیفیت فضایی را ارائه میدهد.با توجه به اهمیت میدان نقش جهان به عنوان یک فضای شهری کلیدی در اصفهان، توجه به کیفیت فضا از منظر شهروندان و تحلیل مولفههای کالبدی که به این کیفیت میافزایند، میتواند به ارتقاء کارایی این فضا در پاسخگویی به نیازهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کمک کند. بهطور خاص، این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که کدام مولفههای کالبدی معماری در این میدان بهطور برجسته بر کیفیت فضا و رضایتمندی شهروندان تاثیرگذارند و چگونه میتوان از این مولفهها برای بهبود فضاهای شهری استفاده کرد. به این ترتیب، این تحقیق میتواند زمینهای برای بازنگری در طراحی فضاهای شهری تاریخی و عمومی ایجاد کند و با تأکید بر مشارکت شهروندان، به ارتقاء کیفیت زندگی شهری کمک کند.پرسش های پژوهش عبارت بوده اند ار: 1- مؤلفههای عینی-کالبدی معماری مؤثر بر کیفیت فضا در میدان نقش جهان اصفهان کداماند؟ 2- کیفیت کالبدی فضای میدان نقش جهان چه تأثیری بر سطح رضایتمندی کاربران و تجربه فضایی آنها دارد؟ 3- چه ارتباطی میان طراحی کالبدی فضا و قابلیت تبدیل آن به یک پلازای شهری کارآمد وجود دارد؟ در این پژوهش، مؤلفههای کالبدی–معماری از جمله تناسبات فضایی، خوانایی مسیرها، جدارهسازی پیوسته، کیفیت مصالح، نورپردازی، ساختار فضایی، و حضور عناصر طبیعی از منظر تجربه کاربران شهری مورد ارزیابی قرار گرفتهاند. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی است و دادهها از طریق پرسشنامه و مصاحبه با ۳۰۰ نفر از شهروندان و بازدیدکنندگان میدان جمعآوری شده است. یافتهها نشان میدهد که از دید کاربران، همنشینی هماهنگ فرمها، انسجام فضایی، دسترسیپذیری مناسب، مقیاس انسانی، و حضور فضای سبز از مهمترین مؤلفههایی هستند که به ارتقای کیفیت فضایی میدان انجامیدهاند. در عین حال، برخی چالشهای محیطی معاصر نظیر افزایش فشار گردشگری، آلودگیهای صوتی و بصری ناشی از فعالیتهای غیرمتناسب، و کمبود فضاهای پشتیبان برای تفرج مدرن، میتوانند بر تجربه فضایی تأثیرگذار باشند. پژوهش بر این نکته تأکید دارد که بازخوانی الگوهای معماری ارسنهای تاریخی چون نقش جهان و تقویت کارکرد انسانمحور آنها در بستر زندگی شهری معاصر، نقشی کلیدی در ارتقای کیفیت فضاهای شهری ایفا خواهد کرد.