بومیسازی نظریه حق به شهر در ایران: مطالعه انتقادی و موردی کوی فلسطین زنجان
نویسندگان
1 گروه شهرسازی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 گروه شهرسازی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 گروه شهرسازی، دانشکده شهرسازی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.82459/jsps.2025.1213265چکیده
این پژوهش به بازخوانی انتقادی نظریه «حق به شهر» هنری لوفور و امکانسنجی بومیسازی آن در بستر اجتماعی ایران میپردازد. هدف اصلی آن تطبیق مفاهیم کلیدی این نظریه، شامل عدالت فضایی، کالاییسازی فضا، و مشارکت اجتماعی با چالشهای خاص شهری ایران است. این مطالعه با بهرهگیری از چارچوب تریاد فضایی لوفور (فضای مفهومشده، فضای زیسته، فضای ادراکشده) نشان میدهد که نابرابری فضایی، ضعف زیرساختها، حاشیهنشینی و مشارکت محدود شهروندان از چالشهای عمده در شهرهای ایران هستند. این چارچوب شامل ارزیابی سه بعد از فضای شهری است که در تحلیل مسائل مختلف شهری ایران نقش مؤثری ایفا میکند: فضای مفهومشده بررسی سیاستها و طرحهای برنامهریزی شهری و تحلیل اینکه چگونه فضاهای شهری از نظر مقامات دولتی و برنامهریزان شهری طراحی و توزیع میشوند. فضای زیسته تحلیل تجربیات روزمره شهروندان از زندگی در فضاهای شهری و بررسی چالشهایی که در فرآیند استفاده از این فضاها با آنها مواجه هستند. فضای ادراکشده بررسی درک عمومی از فضا و عدالت فضایی در میان گروههای مختلف اجتماعی در ایران، بهویژه در مواجهه با مسائل نابرابریهای فضایی و اجتماعی. این چارچوب مفهومی، علاوه بر نظریه لوفور، از نظریههای مکملی نظیر توسعه پایدار شهری و نابرابری فضایی بهره میگیرد نمونه موردی کوی فلسطین زنجان، بهعنوان یک سکونتگاه غیررسمی، تصویری واضح از این چالشها ارائه میدهد. کمبود خدمات عمومی، نزدیکی به آلودگیهای محیطی و ضعف دسترسی به زیرساختهای آموزشی و تفریحی از مشکلات اصلی این منطقه است. همچنین سیاستهای متمرکز و پروژههای توسعهای کلان، نظیر منطقه 22 تهران و ایران مال با اولویتدهی به منافع اقتصادی، نابرابری فضایی را افزایش داده و دسترسی گروههای کمدرآمد به فضاهای عمومی را محدود کردهاند. این پژوهش نشان میدهد که تمرکزگرایی قدرت و ضعف نهادهای مدنی، موانع اصلی در بومیسازی نظریه حق به شهر در ایران هستند. با این حال، فرصتهایی مانند افزایش آگاهی اجتماعی و تقویت گفتمان عدالت فضایی میتواند به تغییرات مثبت منجر شود. بازنگری در سیاستگذاریهای شهری و حرکت به سوی برنامهریزی عدالتمحور از جمله پیشنهادات این مطالعه برای تحقق عدالت فضایی و ارتقاء کیفیت زندگی در شهرهای ایران است.