روابط اسرائیل و چین: تحلیل زمینه‌های همگرایی و واگرایی با تمرکز بر منطقه غرب آسیا(۲۰۰۶–۲۰۲۳)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل،دانشگاه آزاد اسلامی،واحد علوم وتحقیقات تهران،تهران،ایران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دانشکده حقوق ،الهیات و علوم سیاسی ، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران،

3 مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان

doi
چکیده

موضوع همگرایی و واگرایی میان بازیگران بین‌المللی بخش مهمی از ادبیات روابط بین‌الملل را به خود اختصاص داده است. چین و اسرائیل، به عنوان دو بازیگر برجسته در شرق و غرب آسیا، از دهه ۱۹۹۰ روابط رسمی خود را آغاز کرده‌اند و این روابط تا سال ۲۰۲۳ میلادی با فراز و نشیب‌هایی از همگرایی و واگرایی همراه بوده است. بر این اساس، سوال اصلی پژوهش این است که مهم‌ترین زمینه‌های همگرایی و واگرایی در روابط چین و اسرائیل کدامند و چگونه می‌توان آن‌ها را تبیین کرد؟ فرض پژوهش نیز بر این است که زمینه‌های همگرایی عمدتاً در سطح روابط دوجانبه و متقابل نمود دارد، در حالی که واگرایی بیشتر در حوزه‌های راهبردی و رقابتی منطقه‌ای و بین‌المللی مشاهده می‌شود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، در چارچوب نظری نظریه همگرایی انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که مهم‌ترین زمینه‌های همگرایی شامل همکاری‌های سیاسی و نظامی، همکاری‌های اقتصادی، روابط گردشگری، همکاری‌های علمی و فناوری، سرمایه‌گذاری چین در اسرائیل و مشارکت اسرائیل در طرح کمربند و راه چین است. از سوی دیگر، بسترهای واگرایی میان دو طرف شامل دیدگاه چین نسبت به تشکیل کشور مستقل فلسطین، اهمیت ثبات منطقه‌ای برای پکن، رویکرد چین نسبت به سوریه و لبنان، نقش مقابله با گروه‌های تروریستی در سیاست امنیتی جهانی چین و رقابت راهبردی چین و ایالات متحده است.