کاربست اصول مشارکت در مفهوم بازآفرینی بافت ناکارآمد شهری (نمونه موردی:محله سیدی مشهد)

نویسندگان

1 استادیار، گروه شهرسازی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.

2 دانشجوی ارشد طراحی شهری، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسالمی، مشهد، ایران.

doi
10.82459/jsps.2025.1220488
چکیده

این پژوهش به بررسی کاربست اصول مشارکت در بازآفرینی بافت ناکارآمد شهری محله سیدی مشهد می‌پردازد. بافت‌های ناکارآمد شهری با چالش‌هایی نظیر فرسودگی کالبدی، کمبود خدمات و مسائل اجتماعی-اقتصادی مواجه‌اند که کیفیت زندگی ساکنان را تحت تأثیر قرار داده است. ضرورت این مطالعه در نیاز به رویکردی مشارکتی برای بهبود این شرایط و افزایش اثربخشی بازآفرینی نهفته است. بافت ناکارآمد به بخش‌هایی از شهر اطلاق می‌شود که به دلیل فرسودگی فیزیکی، عدم تطابق با نیازهای امروزی، مشکلات اقتصادی یا ناکارآمدی زیرساخت‌ها، توانایی خود را برای پاسخگویی به نیازهای ساکنان از دست داده‌اند. این بافت‌ها اغلب شامل ساختمان‌های قدیمی، خیابان‌های غیراستاندارد، کمبود خدمات عمومی و فضاهای شهری ناکارآمد هستند. بافت ناکارآمد معمولاً به مداخله‌هایی مانند بازآفرینی نیاز دارد تا دوباره کارایی خود را بازیابد . بافت ناکارآمد در چارچوب نظریه‌های زیر مورد تحلیل قرار می‌گیرد: الف) نظریه فرسودگی شهری : این نظریه به علل و پیامدهای فرسودگی مناطق شهری می‌پردازد. عواملی مانند مهاجرت جمعیت، کاهش سرمایه‌گذاری و بی‌توجهی به نگهداری زیرساخت‌ها از جمله دلایل اصلی ایجاد بافت‌های ناکارآمد هستند. ب) نظریه بازآفرینی شهری: این نظریه راهکارهایی برای احیا و بهبود بافت‌های ناکارآمد ارائه می‌دهد. بازآفرینی به عنوان یک استراتژی کلیدی برای مقابله با ناکارآمدی این بافت‌ها مطرح است و بر بازسازی و نوسازی آن‌ها تمرکز داردهدف اصلی پژوهش، تحلیل چگونگی استفاده از اصول مشارکت (شفافیت، همه شمولی، پاسخگویی و توانمندسازی) در فرآیند بازآفرینی و تأثیر آن بر ارتقای کیفیت زندگی، تقویت جامعه و کاهش نابرابری‌ها در محله سیدی است. این پژوهش با روش کمی و رویکرد پیمایشی انجام شده و داده‌ها از طریق پرسشنامه از 300 نفر از ساکنان جمع‌آوری گردید. ابزارهای عملی شهرسازی مشارکتی نظیر کارگاه‌های طراحی و آگاهی‌بخشی عمومی نیز به کار گرفته شده‌اند. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه معناداری میان تمام اصول مشارکت و بازآفرینی شهری وجود ندارد.محدوده مورد مطالعه در این پژوهش محله سیدی واقع در منطقه 7 شهرداری مشهد است. نتایج این مطالعه موفقیت نسبی رویکرد مشارکتی را در بهبود کیفیت زندگی تأیید می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که تقویت تعامل، توانمندسازی ساکنان و پاسخگویی مدیران شهری می‌تواند به تحقق اهداف بازآفرینی کمک کند. این پژوهش الگویی عملی برای محله سیدی و بافت‌های مشابه ارائه می‌دهد که می‌تواند راهنمای سیاست‌گذاران در طراحی طرح‌های بازآفرینی مشارکتی باشد و زمینه‌ساز مطالعات آتی شود.