مفهومسازی برنامه درسی زائد در نظام آموزش عالی ایران
نویسندگان
1 استاد برنامهریزی درسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، عضو هیئتعلمی و مدیر گروه نوآوریهای آموزشی و درسی
doi
10.30486/jsre.2018.542515چکیده
پژوهش حاضر با هدف مفهومسازی برنامه درسی ناکارآمد (زائد) در نظام آموزش عالی ایران انجام شده است. پارادایم حاکم بر مطالعه حاضر کیفی و با استفاده از روش تحقیق داده بنیاد انجام شده است. حوزة مورد مطالعه این پژوهش شامل صاحبنظران برنامه درسی و نظام آموزش عالی ایران است که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند با 21 نفر صاحبنظر مصاحبه شد. ابزار جمعآوری دادهها، مصاحبههای نیمه ساختارمند بود که با این تعداد نمونه اشباع تئوریک در دادهها حاصل شد. تجزیهوتحلیل دادهها در قالب مدل پارادایم اشتراوس و کوربین انجام گرفت. جمعاً 103 کد باز، 18 کد محوری و 6 کد انتخابی از مصاحبههای صورت گرفته در طی سه مرحله کدگذاری شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که مهمترین عوامل علی، مداخلهگر، زمینهای، راهبردها و پیامد به ترتیب عبارت است از: انگیزة کم در بین استادان و دانشجویان، حضور طراحان و برنامهریزان در تدوین برنامه درسی با رویکرد سلیقهای، سیاستهای تمرکزگرایانه و عرضهمحور، دانشمحور نبودن اقتصاد کشور، مسئلهمحور نبودن برنامههای درسی و اختصاص بودجه ناکافی، افزایش نرخ بیکاری بهویژه در بین دانشآموختگان، نیروی انسانی ناکارآمد، فرار مغزها و کاهش بیاعتمادی به آموزش عالی از جمله یافتههای این مطالعه بود.