تحلیل ساختاری ارتباط امکانات محیطی و توازن روان‌فضایی با مؤلفه‌های یادگیری معماری در محیط‌های آموزش عالی

نویسندگان

1 گروه معماری، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران.

2 گروه معماری، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران.

doi
10.82459/jsps.2026.1226016
چکیده

در سال‌های اخیر، کیفیت محیطی در آموزش معماری به‌عنوان عاملی اثرگذار بر تجربه یادگیری مطرح شده و از برداشت‌های صرفاً کالبدی فراتر رفته و به حوزه‌ی ادراک فضا، تجربه‌ی حسی و سلامت روان دانشجویان گسترش یافته است. فضاهای آموزشی معماری در رویکردهای معاصر، سامانه‌هایی ادراکی–محیطی تلقی می‌شوند که عناصری چون نور، مقیاس، تنوع فضایی، سازمان‌دهی مسیرها و حضور عناصر طبیعی می‌توانند بر تمرکز، هیجان و پردازش شناختی اثر بگذارند. در مقابل، یکنواختی بصری، ضعف کیفیت کالبدی و کمبود محرک‌های طبیعی که در بسیاری از دانشکده‌های معماری مشاهده می‌شود، سطح تنش محیطی را افزایش داده و زمینه‌ی افت کارکردهای ذهنی را فراهم می‌کند. این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای اثرگذاری ابعاد کیفی محیط آموزشی بر سلامت روان دانشجویان معماری و مؤلفه‌های مؤثر بر بهزیستی روانی انجام شد. این مطالعه با رویکرد کمی و تحلیلی و با نمونه‌گیری سیستماتیک، بر روی ۱۲۹ دانشجوی معماری دانشگاه آزاد به‌عنوان نمونه انجام شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های استاندارد کیفیت محیطی و سلامت روان گردآوری و با نرم‌افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شد. سپس تحلیل عاملی، رگرسیون چندمتغیره و مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) برای بررسی روابط متغیرها استفاده شد. یافته‌ها نشان داد کیفیت محیطی در قالب هشت بُعدِ خوانایی، ایمنی، تنوع، نفوذپذیری، دسترسی، مقیاس انسانی، یکپارچگی فرم و تعادل فضایی قابل تحلیل است. همچنین کیفیت کالبدی–فیزیکی (β=0.428)، کیفیت فعالیتی–عملکردی (β=0.353) و کیفیت ادراکی–معنایی (β=0.280) بیشترین نقش را در پیش‌بینی سلامت روان دارند. نتیجه اینکه محیط آموزشی به‌عنوان نظامی ادراکی–روان‌فضایی در تنظیم هیجان، تمرکز و احساس تعلق دانشجویان نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند.