آسیبشناسی آموزش مهارتهای ترسیمی در مقطع کارشناسی معماری ایران بر مبنای رویکردهای یادگیری
نویسندگان
1 دكتري تخصصي معماري، گروه معماري، دانشكده هنر و معماري، دانشگاه خاتم، تهران، ايران.
2 پژوهشگر دكتري معماري، دانشكده هنر و معماري، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامي، تهران، ايران.
3 استاديار گروه معماري، دانشكده جامعه و رسانه، واحد خوراسگان، دانشگاه آزاد اسلامي، اصفهان، ايران.
doi
10.82459/jsps.2026.1227322چکیده
در ساحت معماری، ترسیم به مثابه زبان مشترک انتقال اندیشه و تحلیلهای فضایی، جایگاهی بنیادین دارد و نقش آن در پرورش قدرت ادراک و بیان بصری دانشجو تعیینکننده است؛ با این حال، با ظهور فزاینده ابزارهای دیجیتال، تضاد رویکردهای آموزشی میان کاربست روشهای دستی و رایانهای، چالشی عمیق در فرایند انتقال این مهارتها پدید آوردهاست. این تعارضات، به ویژه در پی شیوع کووید ۱۹ و لزوم آموزشهای مجازی بدون زیرساختهای کافی، تشدید گردیده و بر ناهماهنگیهای آموزشی افزودهاند. بر این مبنا، مسئله اصلی آن است که در سایه این نابسامانیها و انحرافات آموزشی، آیا دستیابی به بازدهی مطلوب و اثربخشی مورد انتظار در مقطع کارشناسی معماری ایران محقق خواهدشد؟ این پژوهش از منظر ماهیت، در دسته مطالعات کیفی جای داشته و با اتخاذ رویکرد اکتشافی و دادهبنیاد، از روش توصیفی-تحلیلی بهره جسته است. دادهها از طریق مصاحبه عمیق با اساتید صاحبنظر و مجرب، مطالعات گسترده کتابخانهای و نیز مشاهدات میدانی از دانشجویان ترمهای اول تا چهارم گردآوری گردیدهاست. سپس تحلیل محتوای کیفی دادهها با انطباق بر نظریات چهارگانه یادگیری انجام پذیرفتهاست. نتایج پژوهش به روشنی نشان داد که آسیبهای موجود در آموزش، پیوندی مستقیم با متغیرهای اصلی یاددهنده (نحوه ارائه و تخصص) و یادگیرنده (انگیزه و آمادگی) دارد. همچنین نظریه ارتباطگرایی زیمنس، در بستر فعلی آموزش معماری، به تنهایی رهنمون به بازدهی مطلوب یادگیری نخواهدشد.