بررسی خوانش پستمدرنیسم از تحولات دانش با تأکید بر دیدگاه لیوتار و الزامات آن برای عناصر برنامۀ درسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی،تهران،ایران
2 دانشیار گروه مطالعات برنامۀ درسی دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی،تهران،ایران
3 دانشیار گروه فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه شاهد،تهران،ایران
4 دانشیار گروه فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی،تهران،ایران
doi
10.30486/jsre.2022.1941712.2002چکیده
مقاله حاضر با هدف پاسخ به این سؤال که نگرش نسبت به دانش چه الزاماتی را برای عناصر برنامۀ درسی به دنبال خواهد داشت؟ به بررسی تحولات علم از دیدگاه پستمدرنیسم با تأکید بر دیدگاه لیوتار پرداخته است. روش: این مطالعه از نوع گفتمان انتقادی، رویکرد کیفی است که با روش مرور نظاممند صورت پذیرفت. جامعۀ آماری تمام مقالات مربوط به پستمدرنیسم و برنامۀ درسی بود که با نمونهگیری هدفمند و با کلمات کلیدی فارسی و انگلیسی از سال 1383 تا1397 انتخاب شد. یافتهها نشان دادهاند که به گمان لیوتار، دانش علمی، داعیۀ آزادی، رهایی و پیشرفت را داشت؛ اما در عمل با بسط فناورانه، از آرمانهای فوق فاصله گرفت و با تقلیل وجوه متفاوت آن به وجه کمّی، وجه ادبی و زیباییشناسانۀ آن مورد غفلت قرار گرفت. الزامات این نگاه به دانش برای عناصر برنامۀ درسی، به نتایجی از قبیل توجه به آموزش و پرورش انتقادی و تردید در پذیرش محتوای آموزشی به عنوان غیر تاریخی، خنثی، جدا از ارزش و قدرت، توجه به تکثر و عدم تمرکز در آموزش و پرورش و نگاه به برنامۀ درسی به عنوان قراردادی بین بازیگران آموزشی و مقابله با بازاری شدن دانش رسید.