تحلیلی بر میزان تناسب بین روش¬های تدریس علوم ¬تجربی آموزگاران دوره ابتدایی از منظر میزان توجه به دانش محتوایی – تربیتی(pck): پژوهش انتقادی

نویسندگان

1 گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

2 گروه آموزش زیست¬شناسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.30486/JSRE.2024.2001061.3648
چکیده

هدف از مطالعۀ حاضر، تحلیل میزان تناسب بین روش­های تدریس علوم­تجربی دوره ابتدایی از منظر توجه به pck است. روش پژوهش، کیفی از نوع پژوهش انتقادی بود. جامعۀ آماری پژوهش، آموزگاران فکور و سرگروه­های درسی علوم­تجربی دوره­ دوم ابتدایی (پایه­های چهارم، پنجم و ششم) شهر اردبیل و بوشهر بودند که 18 نفر تا اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار اندازه­گیری را پروتکل مصاحبه همگرا تشکیل می­داد. برای پاسخ دادن به سئوال پژوهش و در جهت جمع­­آوری داده­ها، از روش مصاحبه گروه­های کانونی استفاده شد. تحلیل داده‌ها با الگوی تحلیل مضمون Stirling & Attride ( 2001 ) انجام گرفت. برای باورپذیری پژوهش از خود مصاحبه­شوندگان­ و برای اطمینان­پذیری از دو ارزشیاب مستقل استفاده شد که ضریب پایایی پی­اسکات ( Scott’s pi ) میزان توافق بین ارزشیابان 81/0 به­دست آمد. یافته­ها نشان داد درمجموع 131 کد اولیه، 15 مضمون سازمان­دهنده و 5 فرامضمون شامل؛ (الف) جهت‌گیری‌ها نسبت به تدریس علوم­تجربی، (ب) دانش درک دانش‌آموز، (ج) دانش راهبردها و بازنمایی‌های آموزشی، (د) دانش برنامه درسی علوم­تجربی، و (ه) دانش ارزیابی یادگیری علوم­تجربی به­دست آمد. درنتیجه، می­توان گفت که pck در راستای آموزش مؤثر درس علوم­تجربی مورد نیاز همۀ آموزگاران دوره ابتدایی است. همچنین ارزیابی صحیح از pck در تناسب بین روش­های تدریس علوم­تجربی آموزگاران، آن­ها را در تدریس اثربخش این درس یاری خواهد کرد. در نهایت، نتایج این مطالعه لزوم اجرای برنامه­های توسعۀ حرفه­ای آموزگاران (پیش از خدمت و ضمن خدمت) در جهت بالندگی آنان در زمینه pck را مورد تأکید قرار می­دهد.