شناسایی موانع بازدارنده اجرای برنامه درسي سازگارانه در دوره ابتدایی

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.30486/JSRE.2024.2001061.2408
چکیده

پژوهش با هدف شناسایی موانع بازدارنده اجرای برنامه درسي سازگارانه [1] در دوره ابتدایی انجام شد. رويكرد پژوهش کیفی و روش آن داده بنیاد بود. مشارکت‌کنندگان پژوهش، خبرگان آشنا به مباحث آموزش‌وپرورش و برنامه‌ریزی درسي دوره ابتدایی شهر اصفهان در سال 1399 بودند كه 18 نفر با نمونه‌گیری هدفمند و به روش گلوله برفي و تا اشباع نظري انتخاب شدند. ابزار گردآوری، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده‌ها در سه مرحله رمزگذاری باز، محوری و انتخابی تحليل شدند. تحلیل داده­ها منجر به استخراج 110 کد مفهوم، احصاء 30 مولفه و چهار بُعد گردید که در قالب مدل پژوهش بدست آمد. نتایج نشان داد مدل موانع بازدارنده را می‌توان در چهار بعد فردی (بی‌انگیزگی و بی‌اعتمادی، کافی نبودن حقوق و پاداش‌ها، ضعف دانش و آگاهی فردی)، سازمانی (کاهش مشارکت در تدوین و تهیه برنامه‌ها، نبود شایسته‌سالاری، سلسله‌مراتب سازمانی پیچیده، بلند و مبهم)، مدیریتی- ساختاری (تفویض اختیار نامناسب و ناعادلانه، تعاملات ضعیف مدیران، تمایل مدیران به حفظ قدرت خود) و سیاسی- اجتماعی (بدبینی و نگرش منفی مردم به آموزش‌وپرورش خصوصی، ناهماهنگی و عدم انسجام سیاست‌های دولت) دسته‌بندی نمود. مهم‌ترین دستاورد پژوهش آن است که موانع معرفی شده پایه‌ای، عمیق و گسترده هستند لذا کوچ یکباره از رویکرد برنامه درسی متمرکز به سازگارانه خطرناک و توأم با شکست خواهد بود.