بررسی ذهنیت و تصور دانشجومعلمان از منطق درس کارورزی 4
نویسندگان
1 استادیار، گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان،تهران، ایران
doi
10.71788/10.71788/JSRE.2025.901231چکیده
هدف این مقاله بررسی ذهنیت و تصور دانشجومعلمان از منطق درس کارورزی 4 در بین دانشجویان آموزش ابتدایی پردیس زینبیه شهرستانهای تهران (با حجم نمونه 18 نفر) در ترم دوم سال تحصیلی 1401-1402 با استفاده از روش کیفی-مطالعه موردی است که برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. طبق یافتههای تحقیق سه مؤلفه بازتعریف برنامه درسی، خلق هنر آموزش و عملگرایی در دانشجو معلمان هسته محوری ذهنیت و تصور دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی از درس کارورزی 4 است. «برنامه درسی» طبق ذهنیت و تصور دانشجومعلمان، ضرورت دارد مطابق ابعاد «بازساخت استانداردها»، «انعطاف پذیری»، «تجویزی بسته»، «مشارکت محوری» و «ارائه تحلیلهای عمیق» مورد بازساخت و بازتعریف قرار گیرند. مضمون فراگیر «خلق هنر آموزش» از دو مؤلفه 1) آموزش مهارتهای یادگیری و 2) قالب درس پژوهي تشکیل شده است. مضمون فراگیر «آوردن علم به عرصه عمل»، که از «کاربست علم» بدست آمده است شامل سه بعد است: 1) دستیابی به شناخت اصیل؛ 2) چالش زندگی علممحور و 3) چالش شايستگيها. در آخر میتوان نتیجه گرفت که منطق و ذهنیت دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی از درس کارورزی چهار، حول بازتعریف برنامه درسی، خلق هنر آموزش و عملگرایی در دانشجو معلمان قرار دارد.