ارزیابی انتقادی راهبرد «سیاست مستقل ملی» در ایران، تحلیل محتوای تاریخ شفاهی هاروارد (۱۳۴۰-۱۳۵۷)
نویسندگان
1 دانشگاه اصفهان
2
3 دانشگاه پیام نور
doi
چکیده
تدوین راهبرد سیاست خارجی، نه فقط سامانبخش الگوهای تعامل با سایرکشورها است بلکه نقش تعیینکنندهای در استفاده بهینه از فرصتها و مدیریت مؤثر تهدیدهای مرتبط با منافع ملی ایفا مینماید. هدف این نوشتار ارزیابی انتقادی مهمترین راهبرد سیاستخارجی پهلوی دوم، موسوم به «سیاست مستقل ملی» است. این پژوهش در چارچوب نظری «پرسپکتیویسم» کوشیده است تا به این پرسش پاسخ دهد که چگونه پنداشتهای مقامات ایران از نظام بینالمللی(سالهای 1340- 57) به ناکارامدی سیاست مستقل ملی انجامید؟ یافتههای مقاله نشان میدهد مناسبات نابرابر ایران با قدرتهای خارجی، بیاعتمادی تاریخی به قدرتهای خارجی و احساس حقارت کارگزاران سیاست خارجی ایران، موجب میشد تا تصمیمسازان کلیدی، تردیدی عمیق نسبت به امکان موفقیت این راهبرد در برابر مناسبات قدرت نابرابر جهان وجود داشته باشد. دادههای این پژوهش در دو مرحله بررسی شد؛ در مرحله اول با روش «تحلیل محتوای هدفمند»، تاریخ شفاهی هاروارد، تجربه زیسته جمعی از کارگزاران سیاست خارجی کشور بازخوانی شد و در ادامه با گزینش گویههای انتقادی کارگزاران سیاست خارجی ایران، مهمترین مقولهها از تصورات آنان شناسایی شده است؛ در مرحله دوم با به کارگیری روش ردیابی فرآیند، چگونگی ناکامی سیاست مستقل ملی مورد تحلیل قرار گرفته است.