واکاوی راهبردهای درک خواندن در کتابهای فارسی دوم و سوم ابتدایی از منظر رویکرد اجتماعی- روانشناسی زبان
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، آموزش زبان فارسی، آموزش و پرورش ماهان، ایران.
2 دانشیار، گروه آموزش زبان و ادبیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه آموزش زبان و ادبیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.71788/JSRE.2025.900960چکیده
پژوهش توصیفی ـ تحلیلی حاضر، راهبردهای درک خواندن در کتابهای فارسی دوم و سوم بر پایۀ رویکرد ارتباطیِ اجتماعی- روانشناسی زبان اندرسون(Anderson, 1999 & 2014) را بررسی میکند تا مشخص شود که آنها تا چه میزان با اصول و فنون این رویکرد مطابقت دارند. برای دستیابی به این هدف، از کاربرگِ محققساخته برای گردآوری دادهها از کتابهای فارسی دوم و سوم به عنوان نمونۀ آماری و کتابهای فارسی دورۀ اول ابتدایی به عنوان جامعۀ آماری استفاده شد. کاربرگ فوق متشکل از 3 اصل، 24 تکنیک و 11 خردهتکنیک است. روایی صوری و محتوایی کاربرگ باتوجهبه نظر متخصصان و پایایی آن از طریق محاسبۀ ضریب آلفای کرونباخ به میزان 84/0 تأیید شد. برای محاسبۀ میانگین و فراوانی راهبردها از آمار توصیفی و برای مقایسۀ کتابها از آزمون یومانویتنی استفاده شد. روش نمونهگیری هدفمند و دربرگبرندۀ همۀ متون و تمرینهای کتابهای دوم و سوم است. تحلیل دادهها نشان داد که در کتاب دوم اصل فعالسازی دانش پیشین استفاده نشده است. اگرچه این اصل در کتاب سوم به کار رفته است، از این جهت کاملا همسو با این رویکرد ارتباطی نیست. اصول گسترش گنجینۀ واژگان و بازبینی راهبردها، در هر دو کتاب با رویکر فوق کاملاً همسو نیستند. مقایسۀ دو کتاب نشان داد که در کتاب دوم، راهبردها فراونی بالاتر و در کتاب سوم تنوع بیشتری داشتند اما به لحاظ آماری، تفاوت معناداری میان کتابهای دوم و سوم وجود نداشت. به طور کلی، کتابهای فارسی دوم و سوم ابتدایی با این رویکرد ارتباطی کاملاً همسو نیستند. کاربرد یافتههای این مقاله بحث و پیشنهادهایی برای مؤلفان ارائه شده است.