ارائه مدلی از تفکر آموزگاران در خصوص بدفهمی¬های دانش¬آموزان در مفهوم محیط و مساحت: یک مطالعه داده- بنیاد

نویسندگان

1 دکتری آموزش ریاضی، سازمان پژوهش و برنامه¬ریزی آموزشی، گروه ریاضی، تهران، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه ریاضی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران

3 دانشیار، گروه ریاضی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران

doi
https://doi.org/10.71788/JSRE.2025.1105340
چکیده

پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی از تفکر معلمان ابتدایی در مورد بدفهمی­های دانش­آموزان از مفاهیم محیط و مساحت انجام شد. رویکرد اين پژوهش «کیفی» و روش مورد استفاده در آن، روش «نظریه داده‌ بنیاد» بود. از میان رویکردهای موجود، رویکرد نظام­مند اشتراوس و کوربین برگزیده شد. حوزه این مطالعه، آموزش ریاضی و قلمرو آن، معلمان مقطع ابتدایی شهرستان میبد واقع در استان یزد بوده است که انتخاب آن‌ها به صورت هدفمند بر اساس دو معیار رسمی بودن و علاقه‌مند بودن به این حوزه و مشارکت در این مطالعه صورت گرفت. برای جمع­آوری داده­ها در این مطالعه از مصاحبه نیمه­ساختاریافته استفاده شد و انجام مصاحبه تا رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه داشت که پس از 16 مطالعه حاصل شد. داده­ها به شیوه «کدگذاری» و «مقوله­بندی» در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحليل قرار گرفتند. یافته­های پژوهش نشان داد مقوله محوری در خصوص تفکر معلمان ابتدایی در مورد بدفهمی­های دانش‌آموزان از مفاهيم محیط و مساحت، «نقص شناختی» است. از نظر معلمان ماهیت این بدفهمی­ها عبارتند از: عدم درک مفهوم توسط دانش‌آموز، عدم توانایی استفاده از مفهوم به صورت ذهنی و جابجایی مفهوم با مفهومی دیگر. همچنين از نظر آنان؛ عوامل متعددي موجب ايجاد اين بدفهمي‌ها مي‌شوند كه از مهم‌ترين آن‌ها مي‌توان به شیوه­های تدریس معلمان، طرحواره­ها و تجربیات ناکافی دانش‌آموزان و محتوای نامناسب اشاره كرد. مطابق نتايج اين پژوهش اگر اين بدفهمي‌ها به موقع شناسايي نشوند، مي‌توانند موجب پيامدهاي منفي شوند؛ اين درحالي است كه در صورت شناسايي به موقع آنان، مي‌توان از آنان به عنوان فرصت‌هاي غني براي ارتقاء فرآيند آموزش دانش‌آموزان استفاده كرد. در پژوهش‌های آتی می­توان از مدل ارائه شده در این مطالعه براي تحلیل درك معلمان و محتواي کتاب‌هاي درسی در خصوص محیط و مساحت استفاده نمود.