بازاندیشی در برنامه درسی علوم تجربی پایه هفتم (مبحث انرژی) براساس دو مولفه ساختار و انسجام دانش درون رشته ای و برون رشته ای از منظر چارچوب ایده های کلان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری برنامهریزی درسی، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 استاد، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
4 استاد، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
https://doi.org/10.71788/JSRE.2025.1214182چکیده
هدف این پژوهش، بررسی میزان تحقق دو ویژگی «انسجام و ساختار دانش درونرشتهای» و «انسجام و ساختار دانش برونرشتهای» در برنامه درسی قصدشده علوم تجربی پایه هفتم است. در گام نخست، با استفاده از روش مرور نظاممند و تحلیل محتوای کیفی، ۱۲۲۱ مطالعه مرتبط شناسایی شد. جستجو در پایگاههای Web of Science، Scopus و Google Scholar انجام گرفت و از کلیدواژههایی نظیر core، key، essential، idea، understanding، concept، question و science بهصورت ترکیب بولی استفاده شد پس از طی مراحل غربالگری براساس روش پریزما، ۳۰ مقاله با کیفیت روششناختی مطلوب انتخاب و تحلیل شدند. تحلیل این مقالات منجر به استخراج چهار ویژگی اصلی برنامه درسی مبتنی بر ایدههای کلان شامل:1-سازماندهی و انسجام دانش درونرشتهای2-سازماندهی و انسجام دانش برونرشتهای3-کاربرد و تأثیر اجتماعی (نافع بودن / زنده بودن)4-پویایی و نوآوری در یادگیری،گردید.از میان این ویژگی ها در این مقاله صرفا دو ویژگی مرتبط با انسجام مفهومی بررسی شده است. در گام دوم، برای تحلیل برنامه درسی علوم از روش تحلیل محتوای کیفی جهتدار بهره گرفته شد. ابزار گردآوری دادهها، چکلیستی شامل 4 عنصر برنامه درسی و ۴ ویژگی کلیدی ایدههای کلان بود و واحد تحلیل، کوچکترین پاره معنایی مرتبط با این عناصر بهشمار آمد. این پژوهش نشان داد که برنامه درسی علوم هفتم در مبحث انرژی، در تحقق دو ویژگی کلیدی ایدههای کلان یعنی «انسجام درونرشتهای» و «انسجام برونرشتهای» بسیار محدود عمل کرده است. اهداف و محتوای کتاب عمدتاً فهرستمحور و دانشی بوده و از پیوند مفهومی و میانرشتهای عمیق برخوردار نیستند. روشهای تدریس و ارزشیابی نیز بیشتر سنتی و حفظی باقی ماندهاند و فرصت یادگیری معنادار، کاربردی و پروژهای برای دانشآموزان فراهم نمیکنند. بر این اساس، بازنگری در اهداف، نوآوری در تدریس و تحول در ارزشیابی برای حرکت به سوی برنامه درسی مبتنی بر ایدههای کلان ضروری است.