واکاوی تجربه معلمان و دانشآموزان از تدریس معکوس در درس تاریخ (مطالعه ای با رویکرد پدیدارشناسانه)
نویسندگان
1 استادیار، گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
2 گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه فرهنگیان ، صندوق پستی ۸۸۹_۱۴۶۶۵، تهران، ایران.
doi
10.71788/jsre.2025.1196047چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه معلمان و دانشآموزان از تدریس معکوس در درس تاریخ انجام شد. روش پژوهش پدیدارشناسی است. جامعه مورد مطالعه کلیه معلمان و دانش آموزان کلاس های درس تاریخ دوره متوسطه دوم شهر کوهدشت در سال تحصیلی 1404-1403 که از روش تدریس معکوس استفاده می کنند. روش نمونه گیری هدفمند بود که تعداد 15 نفر از معلمان و 15 نفر از دانش آموزان انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. برای تعیین روایی سؤال های مصاحبه از روش روایی محتوایی و همگرایی و برای پایایی درونی به صورت بازبینی مکرر مصاحبه ها و کدگذاری توسط پژوهشگر و روش پایایی بین ارزیابان به کمک تحلیل گران دیگر استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شد. بر اساس یافتههای پژوهش از تجارب زیسته معلمان و دانشآموزان در استفاده از روش تدریس معکوس در کلاسهای تاریخ، مجموعهای از مضامین استخراج شد که نشاندهنده ابعاد گوناگون درک آنان از این رویکرد آموزشی است. از دیدگاه معلمان، مضامین اصلی شامل یادگیری پویا و انگیزشی، یادگیری تعاملی و مسئولانه، یادگیری عمیق و هدفمند، یادگیری خودراهبر و انتقادی و از دیدگاه دانشآموزان، مضامین شامل آمادگی پیشین برای یادگیری فعال و عمیق، یادگیری تعاملی و مشارکتی، تفکر تحلیلی و پژوهشمحور، ارتباط مؤثر و تبادل دیدگاهها، یادگیری فعال و مسئولیتپذیر و معنادار بود. نتایج نشان داد روش تدریس معکوس در درس تاریخ موجب افزایش یادگیری فعال، تعامل سازنده، تفکر انتقادی و درک عمیق مفاهیم تاریخی در میان معلمان و دانشآموزان میشود.