تلفیق عاطفه و عقلانیت و کاربست آن در تبیین وفاق اجتماعی
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/sls.2025.66418.1506چکیده
عاطفه، عقلانیت و وفاق اجتماعی از مهمترین مباحث نظری در حوزههای جامعهشناسی هست که به دلیل تأثیرگذاری در شکلگیری انواع نظریههای اجتماعی، همواره محور تفکر سایر اندیشمندان از حوزههای مختلف فکری بوده است. هر سه مفاهیم یادشده از منظر پارادایمی، دارای ویژگیهای خاصی منحصربهفردی هستند که علاوه بر شکلدهی و شکلگیری پارادایمهای حوزه نظم اجتماعی و انسجام اجتماعی، هریک به طرقی سعی در حفظ اصالت یکی و یا تلفیق مفاهیم در یک نظریه اجتماعی دارند. این مقاله با استفاده از روش مقایسهای تدوین و سعی دارد، با تبیین بنیانهای نظری و پارادایمی از منظر اندیشمندان مرتبط با موضوع، اشتراکات و تمایزات نظری و پارادایمی شناسایی و سپس با بهرهگیری از وجوهات اشتراکی و عبور از دو سویه انگاری، به تلفیق سازههای عاطفه و عقلانیت جهت تبیین وفاق اجتماع گام گذاشت. نتیجهای که از این مقایسه و تلفیق نظریات حاصل شود این هست که اکثر اندیشمندان علوم اجتماعی و سیاسی در تلفیق مفاهیم جهت تبیین موضوعات اجتماعی دچار نوعی دو سویه انگاری شدهاند و نتوانستند چارچوبی مشخص و معین از بعد نظری و پارادایمی جهت تلفیق مفاهیم ارائه نمایند.کاربست رویکرد سیستمی در تلفیق و عبور از دو سویه انگاری های رایج در علوم اجتماعی و لحاظ نمودن عاطفه، عقلانیت به ترتیب بهعنوان همدلی، همفکری و دستاورد این تلفیق، طرح همکاری جهت تبیین وفاق اجتماعی، پیام مقاله حاضر میباشد.