اثر تعدیلی مدیریت دانایی سازمانی بر رابطه سرمایه فکری و پایداری مالی با رویکرد معادلات ساختاری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد خمین، دانشگاه آزاد اسلامی، خمین، ایران

2 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده مدیریت، واحد خمین، دانشگاه آزاد اسلامی، خمین، ایران

3 دکتری،گروه حسابداری، دانشکده مدیریت، واحد خمین، دانشگاه آزاد اسلامی، خمین، ایران

doi
10.71907/sebaa.2022.2210-1078
چکیده

عصر حاضر را می‌‌توان عصر مدیریت‌ها نامید. با توجه به اینکه آثار افشای ابعاد سرمایه‌‌های فکری در سطح جهانی در حال رشد است، شرکت‌‌ها مزیت رقابتی و متمایز خود را در میزان حاکمیت راهبرد مدیریت دانایی قرار داده‌‌اند و در این شرایط، مدیریت دانش باید از سرمایه فکری به عنوان منبعی برای تولید ارزش و اولویت عملکرد سازمان‌‌ها استفاده کند. طبق رویکرد ذینفعان، تداوم فعالیت، رقابت شرکت‌‌ها و حفظ روابط پایدار با ذینفعان، وابسته به کارکردهای حسابداری پایداری است. لذا، شرکت‌‌ها عملیات خود را با استفاده از سازه‌‌های مربوطه، پایدارکرده و با گزارشگری پایداری، عملکرد خود را اندازه‌‌گیری و اطلاع‌‌رسانی می‌‌کنند. لذا، ارزشیابی و افشای سرمایه فکری به عنوان ارزشی نوآورانه، مورد توجه ذینفعان با منافع متضاد، قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی نقش مدیریت دانایی بر رابطه بین سرمایه فکری و سازه‌‌های حسابداری پایداری شرکت‌‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی سال‌‌های 1394 تا1398 است. جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارشناسان مالی شرکت‌‌های مورد بررسی بوده و جهت گردآوری داده‌‌ها از پرسش نامه‌‌های استاندارد، پژوهشگر ساخته و صورت‌های مالی حسابرسی شده استفاده شده است. پس از انجام آزمون‌های پایایی و روایی داده‌‌ها، تحلیل داده‌‌ها و آزمون فرضیه‌‌ها با استفاده از رویکرد تحلیل مسیر معادلات ساختاری(SEM ) و نرم افزارsmart-pls صورت گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سازه‌‌های پایداری حسابداری شرکت‌‌ها براساس رابطه‌‌ای مستقیم و معنادار تحت تأثیر سنجش و گزارشگری سرمایه فکری قرار می‌‌گیرد و مدیریت دانایی سازمانی رابطه مثبت و معنادار موجود را تقویت می‌‌کند. سنجش و افشای سرمایه فکری، منجر به دستیابی شرکت‌ها به سازه‌های حسابداری پایداری با کیفیت بالاتر می‌‌گردد.