تأثیر فضای اخلاقی در رأس سازمان و تردید حرفهای بر قضاوت در مورد ریسک تقلب در میان حسابرسان داخلی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.71907/sebba.2024.2312-1148چکیده
هدف: این تحقیق به بررسی تأثیر فضای اخلاقی در رأس سازمان و تردید حرفهای بر قضاوت در مورد ریسک تقلب در میان حسابرسان میپردازد. در این راستا، ابتدا مولفههای فضای اخلاقی تعیین شدند، سپس مفهوم ریسک معرفی گردد. عملکرد قضاوت ناصحیح حسابرسان داخلی مرتبط با خطر تقلب حسابرس داخلی، دلیل مهمی برای عدم کشف تقلب قبل از تبدیل شدن به یک رسوایی بزرگ است؛ بنابراین، قضاوت ریسک تقلب حسابرسان داخلی، همراه با عوامل مؤثر آن، به یک مشکل مهم تبدیل شده که توسط محققان برای درک چگونگی بهبود قضاوت خطر تقلب در حسابرسی داخلی مورد بحث قرار گرفته است. روش: در این تحقیق براساس اطلاعات جمعآوری شده از پرسشنامههای توزیعشده میان 124 حسابرس داخلی عضو انجمن حسابرسان داخلی ایران، به بررسی تأثیر فضای اخلاقی در رأس سازمان و تردید حرفهای بر قضاوت در مورد ریسک تقلب در میان حسابرسان داخلی پرداخته شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و روش انجام پژوهش، توصیفی پیمایشی است و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. یافتهها: نتایج آزمون فرضیههای تحقیق نشان داد، فضای اخلاقی در رأس بر قضاوت ریسک تقلب حسابرس داخلی تأثیر دارد. همچنین تردید حرفهای حسابرس بر قضاوت ریسک تقلب حسابرس داخلی تأثیر مثبت و معنیداری دارد. با افزایش فضای اخلاقی در رأس، قضاوت ریسک تقلب حسابرس داخلی افزایش مییابد. در نتیجه فرضیه اول تحقیق تایید میشود. همچنین با توجه به ضریب مسیر تردید حرفهای حسابرس بر حسابرس، قضاوت ریسک تقلب حسابرس و سطح معناداری حاصل برای این مسیر 038/0 میباشد که پایینتر از 05/0 است؛ به عبارتی، با تردید حرفهای حسابرس، قضاوت ریسک تقلب حسابرس داخلی افزایش مییابد، در نتیجه فرضیه دوم تحقیق تایید میشود. نتیجهگیری: افزایش فضای اخلاقی در رأس سازمان (موسسه حسابرسی) و به عبارتی حمایت مدیریت ارشد، منجربه بهبود قضاوت ریسک میشود؛ اگرچه نتایج برخی تحقیقات حاکی از آن است که در برخی موارد مدیریت ارشد، طرفی است که بیشترین احتمال را برای ارتکاب تقلب دارد و باعث تعارض حسابرسی داخلی با مدیریت میشود؛ اما نتایج این تحقیق ثابت کرد که رهبران، تصمیمگیرندههای کلیدی هستند که مشخص میکنند سازمان درگیر فعالیتهای فسادآور شود و یا خیر؛ در صورتیکه آن را محکوم کنند، منجربه تأثیرگذاری بر حسابرسان داخلی میشود و آنها نیز به تبعیت از مدیران، تلاش بیشتری برای کشف تقلب برآورد ریسک خطر تقلب خواهند داشت. نتیجه فرضیه دوم نیز نشان داد که با افزایش تردیدگرایی حسابرسان داخلی، قضاوت ریسک تقلب حسابرس افزایش پیدا میکند. براساس این یافتهها میتوان گفت، حسابرسان داخلی با شک و تردید حرفهای سطح بالا، تمایل به شناسایی خطاها و استفاده از آنها بهعنوان انتظارات اولیه تقلب دارند.