رهیافتی نوین در حسابداری مدیریت: مدل اولیه اتصال سست، چارچوب‌های نظری مکمّل و مدل عملیاتی اتصال سست مبتنی بر عناصر شناختی- فرهنگی و هنجاری

نویسندگان

1 استادیار، گروه مهندسی مالی، واحد شهر قدس، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه حسابداری، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران.

3 استادیار، گروه حسابداری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.

4 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد کاشان، دانشگاه آزاد اسلامی، کاشان، ایران

5 استادیار گروه حسابداری، واحد گلپایگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گلپایگان، ایران

doi
10.71907/sebba.2025.02031107800
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر تشریح نظریه اتصال سست و مدل عملیاتی آن با تمرکز بر نظریه وابستگی به منابع، مبانی نظری پشتوانه مدل اولیه اتصال سست و چارچوب‌‌های نظری مکمّل ‌است. روش: پژوهش حاضر با رویکرد مروری، که با ایجاد هم‌افزایی، موجب ایجاد ادراکات جدید، عمیق‌تر و وسیع‌تر از پدیده مورد مطالعه می‌‌شود، جنبه‌های عملیاتی اتصال سست، نظریه‌های پنج‌گانه اورتون و ویک، چارچوب‌های اصلی مکمّل نظریه اتصال سست و نیز رویکردهای چندبُعدی در سیستم‌های مدیریت عملکرد، در راستای عملیاتی شدن اتصال سست را مورد بحث و بررسی قرار داده است. یافته‌ها: محققان با افزودن نظریه‌های پنج‌گانه شامل نظریه علیّت، گونه‌شناسی، اثرات مستقیم، اثرات غیرمستقیم، و نظریه جبران به نظریه وابستگی به منابع، مدل اولیه نظریه اتصال سست را طرح‌ریزی نمودند. همچنین برای حرکت از مدل اولیه اتصال سست به سمت یک مدل عملیاتی و در نتیجه ایجاد نوآوری و بهبود عملکرد و پایداری بلند‌مدت در یک سیستم، یک مدل عملیاتی از اتصال سست، با پشتوانه چارچوب‌های نظری مکمّل پیشنهاد گردید. نتیجه‌گیری: سیستم‌های مدیریت عملکرد با الهام از چارچوب‌‌های نظری مکمّل و الحاق به مدل اولیه اتصال سست، به نحوی طراحی شده‌‌اند که به طور همزمان مستقل و یکپارچه هستند‌‌. اثرات مشاهده‌ شده ایجاد اتصال بر اثربخشی درک شده و نوآوری فرآیند، زمینه را برای بحث در مورد نیاز به هماهنگی و انعطاف‌پذیری در کنترل مدیریت ایجاد می‌کند. از آنجایی که رویکردهای نوین حسابداری مدیریت به دنبال ایجاد ارتباط بین کارایی و نوآوری در راستای تأمین نیازهای مشتریان است، لذا، نظریه اتصال سست به عنوان یک ابزار در حوزه حسابداری مدیریت استراتژیک، میزان و چگونگی ارتباط عناصر شناختی، فرهنگی و هنجاری را با بهره‌گیری از رابطه دیالکتیک بین آن‌ها در یک افق زمانی، مشخص می‌نماید. پژوهش حاضر یک جمع‌بندی و تحلیلی جامع از تحقیقات مختلف در ساخت یک مدل عملیاتی اتصال سست را به تصویر کشیده است.