ارائه الگوی مفهومی بلوغ حسابداری انتقادی با تاکید بر نقش تئوری ذینفعان و هوش مصنوعی
نویسندگان
1 استادیار، گروه حسابداری، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
2 دکتری، گروه حسابداری، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
3 دانشیار، گروه مالی، واحد تهران، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.71907/sebaa.2025.09171192869چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و مدلسازی عوامل بلوغ تئوری انتقادی در حسابداری و نقش فناوریهای نوین بهویژه هوش مصنوعی (AI) و تئوری ذینفعان در ارتقای این بلوغ و کیفیت آن است. استفاده از AI، با ایجاد شفافیت و بهبود تحلیل دادهها، میتواند ابزاری مؤثر در تحقق اهداف تئوری انتقادی باشد. روش: این مطالعه در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی از پرسشنامه مبتنی بر روش دلفی فازی استفاده کرده است. بازه زمانی پژوهش سالهای 1402-1403 بوده و دادهها از طریق مصاحبه با 33 نفر از خبرگان انجام شده است. یافتهها: پس از انجام مصاحبه، طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی، تجزیه و تحلیل دادهها مطابق با روش نظریهپردازی دادهبنیاد صورت گرفت و مدل نهایی براساس مقولههای مستخرج شامل 121 کد اولیه و 16 کد ثانویه، تحت 6 دسته اصلی ارائه شد که از این میان 119 گویه از روش فازیزدایی مورد پذیرش قرار گرفت. نتایج این مطالعه ارائه مدلی جامع بود که دارای شش مقوله شرایط علّی شامل عوامل درونسازمانی، عوامل برونسازمانی و نقش هوش مصنوعی، حاکمیت داده و امنیت اطلاعات، عوامل مدیریتی و سیاستگذاری و عوامل علمی و آموزشی به عنوان مقوله شرایط زمینهای؛ چالشهای نقش حسابرسی و پاسخگویی به جامعه و افشای اطلاعات به عنوان مقوله محوری؛ شاخصهای زیستمحیطی و اجتماعی و شاخصهای ریسک و تقلب به عنوان شرایط مداخلهگر؛ شفافیت الگوریتمی، پاسخگویی اخلاقی سازمانها و نوآوری و بهبود مستمر، همچنین رضایت ذینفعان، پایداری زیستمحیطی و عدالت اجتماعی به عنوان راهبردها و پیامدها شناسایی شدند. نتیجهگیری: دستیابی به کیفیت منافع اجتماعی و منافع همه دینفعان در کشور با چالشها و محدودیتهایی همراه میباشد و متأثر از عوامل گوناگونی است که باید بیش از پیش به آنها توجه شود و با کمک تئوری انتقادی در حسابداری و هوش مصنوعی به اصلاح آنها اقدام کرد.