شناسایی و رتبهبندی مؤلفهها و شاخصهای پاسخگویی حسابرسان مبتنی بر حاکمیت شرکتی
نویسندگان
1 گروه حسابداری، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران.
2 گروه مالی و حسابداری، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه میبد، میبد، ایران.
3 گروه حسابداری، واحد خاش، دانشگاه آزاد اسلامی، خاش، ایران.
4 گروه حسابداری، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران .
doi
10.71907/sebaa.2025.1161203234چکیده
هدف: حسابرسان در حاکمیت شرکتی نقش مهمی ایفا میکنند و به عنوان یکی از ستونهای اصلی این مفهوم حامیت شرکتی شناخته میشوند. موسسات حسابرسی با ارائه اطلاعات میتوانند کیفیت حسابرسی را نمایان سازند که نتیجه آن بهبود کیفیت حسابرسی خواهد بود. پاسخگویی موسسههای حسابرسی برای استفادهکنندگان اطلاعات حسابداری مهم میباشد. حاکمیت شرکتی بر شفافیت و پاسخگویی شرکتها تاکید دارد. پاسخگویی موسسههای حسابرسی برای ذینفعان حائز اهمیت است. حسابرسان در ارزیابی و مدیریت ریسکهای شرکت نقش دارند. آنها ریسکهای مالی، عملیاتی و ریسکهای مرتبط با کنترلهای داخلی را شناسایی و ارزیابی میکنند و به عنوان ناظران مستقل، به شناسایی و مدیریت ریسکها میپردازند و به کمیته حسابرسی و هیئت مدیره در انجام وظایف نظارتی خود یاری میرسانند. جایگاه حسابرسان در حاکمیت شرکتی، به حفظ منافع شرکت و محافظت از حقوق ذینفعان کمک میکند. در نبود نهادهای نظارتی، کیفیت حسابرسی کاهش مییابد. پژوهش حاضر به بررسی ارتباط بین حاکمیت شرکتی و نحوه پاسخگویی حسابرسان میپردازد و میتواند بینشهای ارزشمندی را برای بهبود کیفیت حسابرسی و تقویت حاکمیت شرکتی ارائه دهد. با بررسی نحوه پاسخگویی حسابرسان در شرکتهایی با ساختارهای حاکمیت مختلف، میتوان نظریههای موجود را تقویت و توسعه داد. نتایج این پژوهش میتواند به سازمانهای حسابرسی و نهادهای نظارتی کمک کند تا استانداردهای حسابرسی را بهبود بخشند و انتظارات مربوط به پاسخگویی حسابرسان را در قبال حاکمیت شرکتی مشخص کنند. بنابراین، درک این ارتباط میتواند به تقویت شفافیت، مسئولیتپذیری و اعتماد در فرآیند انجام حسابرسی منجر شود. همچنین، به توسعه دانش نظری در زمینه حسابرسی و مدیریت شرکتی کمک میکند، و دارای پیامدهای عملی مهمی برای حرفه حسابرسی، بهبود کیفیت حسابرسی و تقویت ساختار حاکمیت شرکتی است. با توجه به پیچیدگیهای فزاینده کسبوکارها و انتظارات ذینفعان، طراحی الگویی که نقش حسابرسان را در این فرایند به درستی تعریف کند، امری ضروری است. مسئله اصلی در اینجا، یافتن راهکارهایی برای تقویت ارتباط بین حسابرسان و ساختار حاکمیت شرکتی است، تا بتوان از مزایای آن در ایجاد شفافیت، پاسخگویی و بهبود عملکرد شرکتها بهرهمند شد. در بسیاری از موارد، حسابرسان و ساختار حاکمیت شرکتی به عنوان دو جنبه جداگانه و گاهی اوقات غیرمرتبط در نظر گرفته میشوند. حسابرسان بر روی صورتهای مالی و رعایت استانداردهای حسابداری تمرکز دارند، در حالیکه حاکمیت شرکتی با مدیریت ریسک، نظارت بر مدیریت ارشد، و حفظ حقوق سهامداران مرتبط است. با این حال، ادغام این دو مفهوم میتواند مزایای قابل توجهی به همراه داشته باشد. مسئله اصلی در تبیین الگوی پاسخگویی حسابرسان مبتنی بر حاکمیت شرکتی، ایجاد یک رویکرد یکپارچه بوده که لازم است نقش و مسئولیتهای حسابرسان در چارچوب حاکمیت شرکتی به طور واضح تعریف شود. هدف از تبیین مولفهها و شاخصهای پاسخگویی حسابرسان مبتنی بر حاکمیت شرکتی، ایجاد یک چارچوب منسجم و کارآمد است که به حسابرسان اجازه دهد نقش خود را در تضمین سلامت مالی و مدیریتی شرکتها به طور موثرتری ایفا کنند. با مواجهه و رفع مسائل ذکر شده، میتوان به تقویت ارتباط بین حسابرسی و حاکمیت شرکتی و در نهایت، بهبود سلامت کلی سیستمهای تجاری و مالی شرکتها کمک کرد. سوالهای پژوهش به این شرح است: 1) مولفهها و شاخصهای پاسخگویی حسابرسان مبتنی حاکمیت شرکتی کداماند؟ 2) رتبهبندی مولفههای پاسخگویی حسابرسان مبتنی حاکمیت شرکتی به چه صورت میباشد؟ 3) آیا مولفهها و شاخصهای پاسخگویی حسابرسان مبتنی حاکمیت شرکتی جهت پیادهسازی در حرفه، از اعتبار لازم برخوردار است؟ روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، كاربردی با رویکرد اکتشافی و در بازه زمانی سال 1403 صورت گرفته است. روش انجام پژوهش آمیخته بوده که بهصورت کیفی و کمّی انجام شده است. در مرحله اول با استفاده از روش نظریهپردازی دادهبنیاد که بهعنوان روش اصلی پژوهش استفاده میشود، مؤلفهها و شاخصهای پاسخگویی حسابرسان مبتنی بر حاکمیت شرکتی از دیدگاه خبرگان شناسایی شدند. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل حسابرسان و اعضای هیأت علمی دانشگاه بودند که انتخاب نمونه آماری براساس معیارهای رشته تخصصی حسابرسی یا حسابداری، تجربه کاری بیش از پنج سال، شاغل در حرفه حسابرسی، و داشتن پژوهشی در زمینۀ حسابرسی و حاکمیت شرکتی انجام شد. در پژوهش حاضر نمونه آماری بهصورت هدفمند (گزینشی) به تعداد 20 نفر از حسابرسان و اعضای هیئتعلمی دانشگاه انتخاب شدند. در مرحله دوم از دیدگاه خبرگان که به صورت کمّی انجام گرفت، رتبهبندی مولفهها و شاخصها از طریق آزمون فریدمن انجام شد. در مرحله سوم که به صورت کمّی انجام گرفت، جهت سنجش اعتبار مولفهها و شاخصهای استخراج شده، لازم بود مولفهها و شاخصهای تدوین شده در قالب پرسشنامه محققساخته بین نمونه آماری توزیع گردد. جامعه آماری پژوهش را اعضای هیأت علمی دانشگاه و حسابرسان تشکیل میدهند. روش نمونهگیری بهصورت تصادفی بوده و تعداد نمونه با استفاده از جدول مورگان برای جامعه هدف بهطور تقریبی 384 نفر محاسبه گردید. در پرسشنامه محققساخته مورد استفاده از طیف لیکرت پنج گزینهای و گزینههای «بسیار مطلوب» مقدار کمّی (5)، «مطلوب» مقدار کمّی (4)، «متوسط» مقدار کمّی (3)، «نامطلوب» مقدار کمّی (2) و «بسیار نامطلوب» مقدار کمّی (1) استفاده شد. پرسشنامه بهصورت حضوری، الکترونیکی و در گروههای تخصصی مجازی بین اعضای نمونه آماری توزیع شد. جهت سنجش روایی پرسشنامه از نظر اساتید، خبرگان حرفه و دانشگاه، و جهت سنجش پایایی سوالهای پرسشنامه از آزمون ضریب آلفای کرونباخ و جهت بررسی نرمال بودن دادهها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف استفاده گردید. برای پاسخ به سؤال سوم پژوهش از آزمون تی و از نرمافزار اس. پی.اس.اس. استفاده شده است. یافتهها: هدف پژوهش حاضر، شناسایی و رتبهبندی مولفهها و شاخصهای پاسخگویی حسابرسان مبتنی بر حاکمیت شرکتی بود. در این ارتباط، 6 مؤلفه شامل مولفه پاسخگویی به سهامداران، مولفه پاسخگویی به هیأت مدیره یا مدیران اجرایی، مولفه پاسخگویی نسبت به فرآیندهای مدیریت ریسک، مولفه پاسخگویی نسبت به شفافیت اطلاعات، مولفه پاسخگویی نسبت به ذینفعان و مولفه پاسخگویی اخلاقی و رفتار حرفهای و 37 شاخص شناسایی گردید. نتیجهگیری: پاسخگویی شفاف و گزارشدهی مؤثر توسط حسابرسان، نقش مهمی در افزایش تصمیمگیری سرمایهگذاران و تقویت حاکمیت شرکتی ایفا میکند. وقتی حسابرسان پاسخگویی به سهامداران، اعضای هیئت مدیره و سایر ذینفعان را در اولویت قرار میدهند، اعتماد و اطمینان به صورتهای مالی تقویت میشود. گزارشدهی شفاف و واضح به سرمایهگذاران کمک میکند تا انتخابهای آگاهانهای داشته باشند و درنهایت منجربه نتایج سرمایهگذاری بهتری شود.